testinesses

[ایالات متحده]/ˈtɛstɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtɛstɪnəsɪz/

ترجمه

n. تحریک‌پذیری؛ بی‌صبری

عبارات و ترکیب‌ها

testinesses in conversation

اظهارات در گفتگو

testinesses of children

اظهارات کودکان

testinesses during meetings

اظهارات در جلسات

testinesses in relationships

اظهارات در روابط

testinesses at work

اظهارات در محل کار

testinesses of adults

اظهارات بزرگسالان

testinesses in discussions

اظهارات در بحث‌ها

testinesses during travel

اظهارات در سفر

testinesses in families

اظهارات در خانواده‌ها

testinesses with peers

اظهارات با همسالان

جملات نمونه

his testinesses were evident during the meeting.

اظهارات او در طول جلسه آشکار بود.

she often shows her testinesses when under pressure.

او اغلب وقتی تحت فشار است، نشان می‌دهد.

the testinesses of the team leader affected everyone's mood.

اظهارات رهبر تیم بر حال و هوای همه تأثیر گذاشت.

his frequent testinesses made it hard to work with him.

اظهارات مکرر او باعث شد با او کار کردن سخت باشد.

she tried to hide her testinesses during the discussion.

او سعی کرد در طول بحث، اظهارات خود را پنهان کند.

the testinesses in her voice revealed her frustration.

اظهاراتی که در صدای او وجود داشت، نشان دهنده ناامیدی او بود.

his testinesses were met with patience from his colleagues.

اظهارات او با صبر از سوی همکارانش مواجه شد.

they had to manage their testinesses to complete the project.

آنها باید اظهارات خود را مدیریت کنند تا پروژه را به اتمام برسانند.

the testinesses of the situation called for a calm approach.

اظهارات وضعیت، رویکردی آرام را طلب می‌کرد.

her testinesses were a sign of her underlying stress.

اظهارات او نشان دهنده استرس پنهان او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید