testpieces

[ایالات متحده]/ˈtestpiːsɪz/
[بریتانیا]/ˈtestpiːsɪz/

ترجمه

n. نمونه‌های آزمایشی یا نمونه‌های استفاده‌شده برای آزمایش؛ نمونه‌های آزمایش یا اجزای مورد تحلیل آزمایشی؛ میله‌های آزمایش یا قطعات بررسی‌شده.

جملات نمونه

the laboratory prepared several testpieces for analysis.

آزمایشگاه چند نمونه آزمایشی برای تحلیل آماده کرد.

engineers tested the metal testpieces under extreme pressure.

مهندسان نمونه‌های فلزی را تحت فشار بسیار زیاد آزمایش کردند.

the research team examined the testpieces for structural integrity.

تیم تحقیق نمونه‌های آزمایشی را از نظر ساختاری بررسی کرد.

manufacturing testpieces requires precise equipment and careful handling.

تولید نمونه‌های آزمایشی نیاز به تجهیزات دقیق و دقت در کار دارد.

the quality control department rejected the defective testpieces.

بخش کنترل کیفی نمونه‌های معیوب را رد کرد.

scientists compared the testpieces from different batches.

دانشمندان نمونه‌های آزمایشی از دسته‌های مختلف را با هم مقایسه کردند.

the testpieces were subjected to tensile testing procedures.

نمونه‌های آزمایشی به آزمایش‌های کششی مواجه شدند.

each testpiece was measured with calibrated instruments.

هر نمونه آزمایشی با دستگاه‌های تنظیم‌شده اندازه‌گیری شد.

the report documented the dimensions of all testpieces.

گزارش ابعاد تمام نمونه‌های آزمایشی را ثبت کرد.

standardized testpieces ensure consistent experimental results.

نمونه‌های استاندارد نتایج آزمایش‌های یکنواختی را تضمین می‌کنند.

the durability of the new alloy was verified through multiple testpieces.

پایداری آلیاژ جدید از طریق چند نمونه آزمایشی تأیید شد.

researchers documented the wear patterns on the testpieces.

پژوهشگران الگوی سایش روی نمونه‌های آزمایشی را ثبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید