thank you
متشکرم
thanking you
متشکرم
thanking everyone
متشکرم از همه
thanking them
متشکرم از آنها
thanking friends
متشکرم از دوستان
thanking god
متشکرم از خدا
thanking you all
متشکرم از همه شما
thanking my team
متشکرم از تیم من
thanking supporters
متشکرم از حامیان
thanking volunteers
متشکرم از داوطلبان
thanking someone for their help is important.
تشکر از کسی برای کمک کردن مهم است.
she wrote a letter thanking her teacher.
او نامه ای برای تشکر از معلمش نوشت.
thanking your friends can strengthen your relationships.
تشکر از دوستانتان می تواند روابط شما را تقویت کند.
he smiled while thanking the audience for their support.
او در حالی که از تماشاگران برای حمایتشان تشکر می کرد لبخند زد.
they are thanking the volunteers for their hard work.
آنها از داوطلبان برای تلاش هایشان تشکر می کنند.
thanking the staff for their dedication is a nice gesture.
تشکر از کارکنان برای تعهدشان یک حرکت زیباست.
she felt grateful while thanking her parents.
او در حالی که از والدینش تشکر می کرد احساس قدردانی کرد.
thanking someone can brighten their day.
تشکر از کسی می تواند روز آنها را بهتر کند.
he made a point of thanking everyone after the event.
او بعد از رویداد به این نکته توجه کرد که از همه تشکر کند.
thanking a mentor can show appreciation for their guidance.
تشکر از یک مربی می تواند قدردانی خود را از راهنمایی آنها نشان دهد.
thank you
متشکرم
thanking you
متشکرم
thanking everyone
متشکرم از همه
thanking them
متشکرم از آنها
thanking friends
متشکرم از دوستان
thanking god
متشکرم از خدا
thanking you all
متشکرم از همه شما
thanking my team
متشکرم از تیم من
thanking supporters
متشکرم از حامیان
thanking volunteers
متشکرم از داوطلبان
thanking someone for their help is important.
تشکر از کسی برای کمک کردن مهم است.
she wrote a letter thanking her teacher.
او نامه ای برای تشکر از معلمش نوشت.
thanking your friends can strengthen your relationships.
تشکر از دوستانتان می تواند روابط شما را تقویت کند.
he smiled while thanking the audience for their support.
او در حالی که از تماشاگران برای حمایتشان تشکر می کرد لبخند زد.
they are thanking the volunteers for their hard work.
آنها از داوطلبان برای تلاش هایشان تشکر می کنند.
thanking the staff for their dedication is a nice gesture.
تشکر از کارکنان برای تعهدشان یک حرکت زیباست.
she felt grateful while thanking her parents.
او در حالی که از والدینش تشکر می کرد احساس قدردانی کرد.
thanking someone can brighten their day.
تشکر از کسی می تواند روز آنها را بهتر کند.
he made a point of thanking everyone after the event.
او بعد از رویداد به این نکته توجه کرد که از همه تشکر کند.
thanking a mentor can show appreciation for their guidance.
تشکر از یک مربی می تواند قدردانی خود را از راهنمایی آنها نشان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید