thematics

[ایالات متحده]/θɪˈmætɪks/
[بریتانیا]/θɪˈmætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تم‌ها یا موضوعات; مربوط به موضوع یا محتوای موضوع; مرتبط با ریشه یک کلمه در زبان‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

thematics analysis

تجزیه و تحلیل موضوعی

thematics approach

رویکرد موضوعی

thematics development

توسعه موضوعی

thematics research

تحقیقات موضوعی

thematics framework

چارچوب موضوعی

thematics focus

تمرکز موضوعی

thematics mapping

نگاشت موضوعی

thematics structure

ساختار موضوعی

thematics trends

روندهای موضوعی

thematics review

بررسی موضوعی

جملات نمونه

thematics in literature often explore universal themes.

تماتیک در ادبیات اغلب مضامین جهان‌شمول را بررسی می‌کند.

thematics of the study focused on cultural identity.

تماتیک مطالعه بر روی هویت فرهنگی متمرکز بود.

we discussed the different thematics present in the film.

ما در مورد تماتیک‌های مختلف موجود در فیلم بحث کردیم.

thematics can help in understanding complex subjects.

تماتیک می‌تواند به درک موضوعات پیچیده کمک کند.

she presented the thematics of the conference effectively.

او به طور موثر تماتیک‌های کنفرانس را ارائه داد.

thematics in art often reflect societal issues.

تماتیک در هنر اغلب مسائل اجتماعی را منعکس می‌کند.

we analyzed the thematics within the poem.

ما تماتیک‌ها را در شعر تجزیه و تحلیل کردیم.

the researcher identified key thematics in the data.

محقق تماتیک‌های کلیدی را در داده‌ها شناسایی کرد.

thematics of the workshop included teamwork and leadership.

تماتیک‌های کارگاه شامل کار گروهی و رهبری بود.

understanding the thematics of history can provide insights into the present.

درک تماتیک‌های تاریخ می‌تواند بینش‌هایی در مورد زمان حال ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید