theologiser

[ایالات متحده]/θiːˈɒlədʒaɪzər/
[بریتانیا]/θiːˈɑːlədʒaɪzər/

ترجمه

n. شخصی که در مطالعه یا تخصص در نظریه‌شناسی مشغول است؛ نظریه‌شناس
شکل‌های واژه

جملات نمونه

some philosophers attempt to theologise every aspect of human existence.

بعض فیلسوفان سعی می‌کنند تمام جنبه‌های وجود انسانی را از دیدگاه نظریه‌پردازی کنند.

the author tends to theologise scientific discoveries rather than explaining them objectively.

نویسنده تمایل دارد کشفیات علمی را از دیدگاه نظریه‌پردازی کند به جای توضیح آن‌ها به طور موضوعی.

critics argue that the filmmaker dangerously theologises political events.

انتقادات می‌گویند که کارگردان رویدادهای سیاسی را به طور خطرناکی از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کند.

many cultures continue to theologise natural phenomena through mythological frameworks.

بسیاری از فرهنگ‌ها به طور مداوم پدیده‌های طبیعی را از طریق چارچوب‌های افسانه‌ای نظریه‌پردازی می‌کنند.

scholars seek to theologise historical events to find deeper meaning.

دانشمندان سعی می‌کنند رویدادهای تاریخی را از دیدگاه نظریه‌پردازی کنند تا معنای عمیق‌تری پیدا کنند.

the preacher constantly theologises everyday situations to deliver moral lessons.

دین‌پرداز به طور مداوم موقعیت‌های روزمره را از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کند تا درس‌های اخلاقی ارائه دهد.

philosophers have long tried to theologise questions of ethics and morality.

فیلسوفان از دیرباز سعی کرده‌اند سوالات اخلاق و اخلاق را از دیدگاه نظریه‌پردازی کنند.

the writer heavily theologises the narrative, making it more about faith than plot.

نویسنده به شدت داستان را از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کند و آن را بیشتر درباره باور به جای داستان می‌کند.

some academics attempt to theologise literature rather than analyzing it critically.

بعضی از اساتید سعی می‌کنند ادبیات را از دیدگاه نظریه‌پردازی کنند به جای تحلیل آن به طور منتقدی.

the theologian began to theologise about the nature of consciousness.

نظریه‌پرداز شروع به نظریه‌پردازی درباره طبیعت آگاهی کرد.

religious leaders frequently theologise contemporary issues to guide their followers.

رهبران دینی به طور مکرر مسائل معاصر را از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کنند تا راهنمایی‌هایی برای پیروان خود ارائه دهند.

the novel tries to theologise the concept of suffering without being preachy.

رومان سعی می‌کند مفهوم رنج را از دیدگاه نظریه‌پردازی کند بدون اینکه مذهبی باشد.

poets often theologise love as a divine connection between souls.

شاعران اغلب عشق را به عنوان ارتباط میان روح‌ها از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کنند.

the documentary attempts to theologise environmental crises as divine punishment.

مستند سعی می‌کند بحران‌های محیطی را از دیدگاه نظریه‌پردازی به عنوان عذاب الهی مطرح کند.

historians sometimes theologise ancient customs to connect them with modern faith.

تاریخ‌نگاران گاهی روشمندی‌های باستانی را از دیدگاه نظریه‌پردازی می‌کنند تا آن‌ها را با باورهای مدرن ارتباط دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید