therm

[ایالات متحده]/θɜːm/
[بریتانیا]/θɜrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد انرژی حرارتی معادل ۱۰۰۰ کیلوکالری؛ در پزشکی، یک واحد حرارتی معادل ۱ کیلوکالری؛ در فیزیک، یک واحد انرژی برابر با ۱ کیلوکالری یا یک کالری کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

therm energy

انرژی حرارتی

therm control

کنترل حرارتی

therm sensor

سنسور حرارتی

therm measurement

اندازه گیری حرارتی

therm dynamics

دینامیک حرارتی

therm resistance

مقاومت حرارتی

therm expansion

انبساط حرارتی

therm transfer

انتقال حرارت

therm conductivity

هدایت حرارتی

therm analysis

تجزیه و تحلیل حرارتی

جملات نمونه

the thermodynamics of the system are complex.

ترمودینامیک سیستم پیچیده است.

he studied the thermodynamic properties of gases.

او خواص ترمودینامیکی گازها را مطالعه کرد.

the thermocouple measures temperature accurately.

ترموکوپل دما را به طور دقیق اندازه گیری می کند.

thermal expansion is a key concept in physics.

انبساط حرارتی یک مفهوم کلیدی در فیزیک است.

she is researching thermoelectric materials.

او در حال تحقیق در مورد مواد ترموالکتریک است.

understanding thermoregulation is important for biology.

درک تنظیم دمای بدن برای زیست شناسی مهم است.

the thermos keeps the coffee hot for hours.

ترمو یک ساعت قهوه را گرم نگه می دارد.

thermal conductivity affects heat transfer efficiency.

هدایت حرارتی بر کارایی انتقال گرما تأثیر می گذارد.

he explained the concept of thermodynamic equilibrium.

او مفهوم تعادل ترمودینامیکی را توضیح داد.

thermoplastics can be reshaped upon heating.

تپلاستیک ها را می توان با گرم کردن دوباره شکل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید