thersite

[ایالات متحده]/θɜːˈsaɪtiːz/
[بریتانیا]/θɜːrˈsaɪtiːz/

ترجمه

n. ترسیتیس (میتوLOGY یونانی): یک جنگجو در جنگ تروی که به خاطر بی‌احترامی، تذمّن و زبان‌های خشیشی که به رهبران می‌زد معروف است.
شکل‌های واژه
جمعthersites

جملات نمونه

the researchers discovered a new thersite formation in the geological survey.

پژوهشگران یک ساختار جدید از ترستیت در بررسی ژئولوژیکی کشف کردند.

the thersite analysis revealed unexpected cellular structures.

تحلیل ترستیت ساختارهای سلولی غیرمنتظره را نشان داد.

botanists classified the rare specimen as thersite variety.

botanists نمونه نادر را به عنوان یک گونه ترستیت طبقه بندی کردند.

the mineral exhibit featured an impressive thersite crystal display.

نمایشگاه مواد معدنی یک نمایش جذاب از بلورهای ترستیت را ارائه داد.

linguists studied the thersite patterns in ancient manuscripts.

زبان‌شناسان الگوهای ترستیت در مخطوط‌های باستانی را مطالعه کردند.

the astronomical phenomenon was categorized as thersite class.

پدیده اخترفیزیکی به عنوان یک کلاس ترستیت دسته بندی شد.

scientists conducted a comprehensive thersite study of the region.

دانشمندان یک مطالعه جامع از ترستیت در منطقه انجام دادند.

the thersite comparison yielded significant research findings.

مقایسه ترستیت نتایج تحقیقاتی مهمی را به دست داد.

laboratory results indicated abnormal thersite activity levels.

نتایج آزمایشگاهی سطح فعالیت غیرطبیعی ترستیت را نشان داد.

the thersite measurement exceeded initial scientific expectations.

اندازه گیری ترستیت انتظارات اولیه علمی را تجاوز کرد.

environmental scientists documented the thersite changes over decades.

دانشمندان محیط زیست تغییرات ترستیت در طول دهه ها را ثبت کردند.

the academic paper presented novel thersite classification methods.

مقاله علمی روش‌های جدید طبقه بندی ترستیت را ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید