reviling

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل انتقاد یا توهین به کسی به شیوه‌ای خشن یا توهین‌آمیز

عبارات و ترکیب‌ها

reviling criticism

انتقادات تحقیرآمیز

reviling remarks

اظهارات تحقیرآمیز

reviling behavior

رفتار تحقیرآمیز

reviling speech

سخنرانی تحقیرآمیز

reviling words

کلمات تحقیرآمیز

reviling tone

لحن تحقیرآمیز

reviling insults

توهین های تحقیرآمیز

reviling attacks

حملات تحقیرآمیز

reviling opinions

نظرات تحقیرآمیز

reviling comments

نظرات تحقیرآمیز

جملات نمونه

he was reviling his opponent during the debate.

او در طول بحث، حریف خود را مورد سرزنش قرار می‌داد.

reviling others only reflects poorly on yourself.

سرزنش دیگران فقط بازتابی از خود شماست.

she couldn't believe the reviling comments on her post.

او نمی‌توانست باور کند که چه نظرات توهین‌آمیزی در پست او وجود دارد.

the actor faced reviling from the media after the scandal.

بازیگر پس از رسوایی، با سرزنش رسانه ها روبرو شد.

reviling people online can lead to serious consequences.

سرزنش مردم در اینترنت می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he felt hurt by the reviling remarks made by his colleagues.

او از اظهارات توهین‌آمیزی که همکارانش انجام داده بودند، ناراحت شد.

reviling is never a solution to any disagreement.

سرزنش هرگز راه حلی برای هیچ اختلافی نیست.

the reviling in the comments section was overwhelming.

سرزنش در بخش نظرات طاقت‌فرسا بود.

they were reviling the politician for his controversial decisions.

آنها سیاستمدار را به دلیل تصمیمات بحث برانگیزش مورد سرزنش قرار می‌دادند.

she responded to the reviling with grace and dignity.

او با وقار و گرامیداشت به سرزنش پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید