thew

[ایالات متحده]/θjuː/
[بریتانیا]/θju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله، قدرت بدنی؛ نشاط، قدرت ذهنی یا اخلاقی
Word Forms
جمعthews

عبارات و ترکیب‌ها

thew and sinew

thew و تاندون

thew of steel

thew از فولاد

thew and muscle

thew و عضله

thew to spare

thew برای صرفه‌جویی

thew in battle

thew در نبرد

thew of youth

thew از جوانی

thew and vigor

thew و توانایی

thew of giants

thew غول‌ها

thew in labor

thew در کار

جملات نمونه

he felt thew in his muscles after the workout.

او احساس کرد که بعد از تمرین، عضلاتش درد می کنند.

the athlete's thew impressed the coach.

عضلات ورزشکار مربی را تحت تاثیر قرار داد.

she admired the thew of the ancient sculpture.

او به عضلات مجسمه باستانی خیره شد.

the horse showed its thew during the race.

اسب در طول مسابقه، عضلات خود را نشان داد.

his thew was evident in his strong handshake.

عضلات او در دست دادن قوی اش آشکار بود.

the thew of the tree trunk was impressive.

عضلات تنه درخت چشمگیر بود.

she trained hard to build her thew.

او سخت تمرین کرد تا عضلات خود را تقویت کند.

the thew of the building stood out against the skyline.

عضلات ساختمان در برابر آسمان خطی برجسته بود.

he relied on his thew to complete the task.

او برای انجام وظیفه به عضلات خود اعتماد کرد.

the thew of the soldiers was crucial in battle.

عضلات سربازان در نبرد حیاتی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید