thingummies

[ایالات متحده]/ˈθɪŋəmi/
[بریتانیا]/ˈθɪŋəmi/

ترجمه

n. یک دستگاه یا قطعه مکانیکی کوچک; شخص یا چیزی که مشخص نشده است

عبارات و ترکیب‌ها

thingummy bob

شی‌گیز باب

thingummy jig

شی‌گیز جیگ

thingummy majig

شی‌گیز ماجیک

thingummy doohickey

شی‌گیز دوهیکی

thingummy whatchamacallit

شی‌گیز ووتچماکالیت

thingummy thing

شی‌گیز تینگ

thingummy gadget

شی‌گیز گجت

thingummy device

شی‌گیز دیوایس

thingummy widget

شی‌گیز ویجت

thingummy contraption

شی‌گیز کانترکشن

جملات نمونه

i need to buy that thingummy for my project.

من باید آن چیز کوچولو را برای پروژه ام بخرم.

can you pass me that thingummy over there?

می‌توانی آن چیز کوچولو را آنجا به من بدهی؟

what’s that thingummy you mentioned last week?

آن چیز کوچولو که هفته گذشته به آن اشاره کردی، چیست؟

he always forgets the name of that thingummy.

او همیشه اسم آن چیز کوچولو را فراموش می‌کند.

do you know how to use that thingummy?

آیا می‌دانی چگونه از آن چیز کوچولو استفاده کنی؟

that thingummy is really useful for cooking.

آن چیز کوچولو برای آشپزی واقعا مفید است.

she bought a new thingummy for her garden.

او یک چیز کوچولو جدید برای باغش خرید.

can you fix that thingummy in the garage?

آیا می‌توانی آن چیز کوچولو را در گاراژ تعمیر کنی؟

what do you call that thingummy that holds the door?

آن چیز کوچولو که در را نگه می‌دارد، اسمش چیست؟

i saw a thingummy that looked interesting at the store.

من یک چیز کوچولو دیدم که در مغازه جالب به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید