thinkings

[ایالات متحده]/ˈθɪŋkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈθɪŋkɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیندهای بررسی یا استدلال درباره چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

critical thinkings

تفکر انتقادی

creative thinkings

تفکر خلاق

independent thinkings

تفکر مستقل

analytical thinkings

تفکر تحلیلی

strategic thinkings

تفکر راهبردی

divergent thinkings

تفکر واگرا

reflective thinkings

تفکر بازتابی

systematic thinkings

تفکر سیستماتیک

abstract thinkings

تفکر انتزاعی

logical thinkings

تفکر منطقی

جملات نمونه

my thinkings about the project have changed.

دیدگاه‌های من در مورد پروژه تغییر کرده است.

she shared her thinkings on the matter.

او نظرات خود را در این مورد به اشتراک گذاشت.

his thinkings often lead to innovative solutions.

نظرات او اغلب منجر به راه حل های نوآورانه می شود.

we need to align our thinkings before the meeting.

ما باید نظرات خود را قبل از جلسه همسو کنیم.

her thinkings reflect a deep understanding of the topic.

نظرات او نشان دهنده درک عمیقی از موضوع است.

collaborative thinkings can enhance creativity.

نظرات مشارکتی می تواند خلاقیت را افزایش دهد.

his thinkings are often ahead of his time.

نظرات او اغلب جلوتر از زمان خود است.

they exchanged their thinkings during the discussion.

آنها نظرات خود را در طول بحث تبادل کردند.

her thinkings were well-received by the audience.

نظرات او با تشویق توسط مخاطبان دریافت شد.

we should document our thinkings for future reference.

ما باید نظرات خود را برای مرجع آینده مستند کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید