thralldoms

[ایالات متحده]/ˈθrɔːldəmz/
[بریتانیا]/ˈθrɔːlˌdɑːmz/

ترجمه

n. وضعیت بردگی؛ بندگی یا غلامی

عبارات و ترکیب‌ها

social thralldoms

برده‌داری اجتماعی

economic thralldoms

برده‌داری اقتصادی

cultural thralldoms

برده‌داری فرهنگی

political thralldoms

برده‌داری سیاسی

personal thralldoms

برده‌داری شخصی

historical thralldoms

برده‌داری تاریخی

mental thralldoms

برده‌داری ذهنی

modern thralldoms

برده‌داری مدرن

emotional thralldoms

برده‌داری عاطفی

systemic thralldoms

برده‌داری سیستمی

جملات نمونه

many people find themselves in thralldoms of their own making.

بسیاری از افراد خود را در بندهای ساخته شده توسط خود می‌بینند.

breaking free from thralldoms requires courage and determination.

رهایی از بندها نیاز به شجاعت و اراده دارد.

thralldoms can take many forms, including emotional and financial.

بندها می‌توانند اشکال مختلفی داشته باشند، از جمله عاطفی و مالی.

education can help individuals escape their thralldoms.

تحصیلات می‌تواند به افراد کمک کند تا از بندهای خود فرار کنند.

he realized that his thralldoms were holding him back from success.

او متوجه شد که بندهای او مانع از موفقیت او می‌شوند.

thralldoms often stem from societal expectations and pressures.

بندها اغلب از انتظارات و فشارهای جامعه نشأت می‌گیرند.

to overcome thralldoms, one must first recognize their existence.

برای غلبه بر بندها، ابتدا باید وجود آنها را تشخیص داد.

thralldoms can limit personal growth and happiness.

بندها می‌توانند رشد و خوشبختی شخصی را محدود کنند.

seeking support from others can help break thralldoms.

جستجوی حمایت از دیگران می‌تواند به شکستن بندها کمک کند.

understanding the nature of thralldoms is the first step to freedom.

درک ماهیت بندها اولین قدم به سوی آزادی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید