three-legged

[ایالات متحده]/[θriː ˈlegd]/
[بریتانیا]/[θriː ˈlegd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سه پا؛ مورد استفاده برای توصیف چیزی که سه پا دارد، اغلب به معنای ناپایداری یا طراحی موقت.
n. فرد یا حیوانی که سه پا دارد؛ شی یا سازه‌ای که سه پا دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

three-legged stool

سه پایه

three-legged race

مسابقه سه پا

a three-legged dog

یک سگ سه پا

three-legged cat

گربه سه پا

three-legged table

میز سه پایه

three-legged wonder

معجزه سه پا

three-legged horse

اسب سه پا

be three-legged

سه پا بودن

three-legged person

فرد سه پا

three-legged stand

سه پایه

جملات نمونه

the three-legged stool was surprisingly stable.

صندلی سه‌پايه به طرز عجیبی پایدار بود.

he built a three-legged table for the patio.

او یک میز سه‌پايه برای پاسیو ساخت.

the three-legged dog hobbled across the yard.

سگ سه پاگه از حیاط عبور کرد.

a three-legged race is a classic field day event.

مسابقه سه پاگه یک رویداد کلاسیک روز بازی است.

the antique shop had a collection of three-legged chairs.

فروشگاه عتیقه‌فروشی مجموعه‌ای از صندلی‌های سه‌پاگه داشت.

the three-legged robot navigated the obstacle course.

ربات سه‌پاگه مسیر موانع را پیمایش کرد.

she designed a unique three-legged lamp stand.

او یک پایه چراغ سه‌پاگه منحصر به فرد طراحی کرد.

the three-legged creature moved with surprising agility.

موجود سه پاگه با چابکی شگفت‌انگیزی حرکت می‌کرد.

we found a discarded three-legged bucket in the shed.

ما یک سطل سه‌پاگه دور ریخته شده را در انبار پیدا کردیم.

the three-legged sculpture was a conversation starter.

مجسمه سه‌پاگه شروع‌کننده بحث بود.

he carefully balanced the three-legged stand.

او به دقت پایه سه‌پاگه را متعادل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید