two-legged

[ایالات متحده]/[ˈtuːlɛɡd]/
[بریتانیا]/[ˈtuːlɛɡd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دو پا داشتن؛ مربوط به یا ویژگی موجودات دو پا دار.
n. موجود دو پا دار.

عبارات و ترکیب‌ها

two-legged creature

موجود دو پا

two-legged race

نسل دو پا

two-legged species

نوع دو پا

being two-legged

دو پا بودن

two-legged person

فرد دو پا

two-legged animal

حیوان دو پا

walking two-legged

پیاده روی دو پا

two-legged stance

وضعیت دو پا

two-legged form

شکل دو پا

two-legged life

زندگی دو پا

جملات نمونه

the two-legged creature cautiously entered the forest.

موجود دو پا به آرامی در جنگل وارد شد.

many two-legged animals can walk upright.

بیشتر حیوانات دو پا می‌توانند به صورت عمودی راه روند.

the two-legged robot navigated the obstacle course.

ربات دو پا از مسیر حائل عبور کرد.

humans are a species of two-legged primates.

انسان‌ها یک گونه از مهره‌داران دو پا هستند.

the two-legged dancer gracefully moved across the stage.

نوازنده دو پا با گوشه‌ای زیبا از صحنه عبور کرد.

evolution favored the development of two-legged locomotion.

تکامل توسعه حرکت دو پا را مطلوب گرداند.

the two-legged athlete sprinted towards the finish line.

ورزشکار دو پا به سمت خط پایان پرسرعت دوید.

a two-legged dinosaur once roamed the earth.

یک دینوسور دو پا یک زمانی روی زمین گشت.

the child proudly demonstrated their two-legged walking skills.

کودک با افتخار مهارت راه رفتن دو پای خود را نشان داد.

the two-legged construction worker balanced on the beam.

کارگر ساختمان دو پا روی تیر متوازن می‌ماند.

despite the challenge, the two-legged explorer continued onward.

در برابر چالش، کاشف دو پا به سمت جلو ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید