three-pointer made
امتیاز سه امتیازی
hit a three-pointer
ضربه سه امتیازی زد
three-pointer attempt
تلاش برای سه امتیاز
big three-pointer
سه امتیاز بزرگ
making three-pointers
ثبت امتیازات سه امتیازی
two three-pointers
دو امتیاز سه امتیازی
defending three-pointers
دفاع از سه امتیاز
easy three-pointer
سه امتیاز آسان
final three-pointer
سه امتیاز نهایی
great three-pointer
سه امتیاز عالی
he hit a crucial three-pointer at the buzzer to win the game.
او در لحظه آخر یک پرتاب سه امتیازی حیاتی انجام داد تا بازی را ببرد.
the coach emphasized the importance of practicing three-pointers.
مربی بر اهمیت تمرین پرتابهای سه امتیازی تاکید کرد.
their team's offense heavily relied on making three-pointers.
حمله تیم آنها به شدت به زدن پرتابهای سه امتیازی متکی بود.
he's a specialist known for his accurate three-pointers.
او یک متخصص است که به خاطر پرتابهای سه امتیازی دقیقش شناخته شده است.
the player attempted a difficult three-pointer from beyond the arc.
بازیکن یک پرتاب سه امتیازی دشوار از پشت قوس را امتحان کرد.
she celebrated wildly after sinking her first three-pointer.
او پس از انداختن اولین پرتاب سه امتیازی خود به طرز وحشیانهای جشن گرفت.
the team needs to improve their three-pointer percentage.
تیم باید درصد پرتابهای سه امتیازی خود را بهبود بخشد.
he made three-pointers consistently throughout the entire season.
او در طول کل فصل به طور مداوم پرتابهای سه امتیازی انجام داد.
the defender tried to block his three-pointer attempt.
دفاع سعی کرد از تلاش او برای پرتاب سه امتیازی جلوگیری کند.
they designed a play specifically to create an open three-pointer.
آنها یک حرکت را به طور خاص برای ایجاد یک پرتاب سه امتیازی آزاد طراحی کردند.
the crowd roared as he launched a long three-pointer.
با پرتاب او یک پرتاب سه امتیازی بلند، جمعیت فریاد زدند.
three-pointer made
امتیاز سه امتیازی
hit a three-pointer
ضربه سه امتیازی زد
three-pointer attempt
تلاش برای سه امتیاز
big three-pointer
سه امتیاز بزرگ
making three-pointers
ثبت امتیازات سه امتیازی
two three-pointers
دو امتیاز سه امتیازی
defending three-pointers
دفاع از سه امتیاز
easy three-pointer
سه امتیاز آسان
final three-pointer
سه امتیاز نهایی
great three-pointer
سه امتیاز عالی
he hit a crucial three-pointer at the buzzer to win the game.
او در لحظه آخر یک پرتاب سه امتیازی حیاتی انجام داد تا بازی را ببرد.
the coach emphasized the importance of practicing three-pointers.
مربی بر اهمیت تمرین پرتابهای سه امتیازی تاکید کرد.
their team's offense heavily relied on making three-pointers.
حمله تیم آنها به شدت به زدن پرتابهای سه امتیازی متکی بود.
he's a specialist known for his accurate three-pointers.
او یک متخصص است که به خاطر پرتابهای سه امتیازی دقیقش شناخته شده است.
the player attempted a difficult three-pointer from beyond the arc.
بازیکن یک پرتاب سه امتیازی دشوار از پشت قوس را امتحان کرد.
she celebrated wildly after sinking her first three-pointer.
او پس از انداختن اولین پرتاب سه امتیازی خود به طرز وحشیانهای جشن گرفت.
the team needs to improve their three-pointer percentage.
تیم باید درصد پرتابهای سه امتیازی خود را بهبود بخشد.
he made three-pointers consistently throughout the entire season.
او در طول کل فصل به طور مداوم پرتابهای سه امتیازی انجام داد.
the defender tried to block his three-pointer attempt.
دفاع سعی کرد از تلاش او برای پرتاب سه امتیازی جلوگیری کند.
they designed a play specifically to create an open three-pointer.
آنها یک حرکت را به طور خاص برای ایجاد یک پرتاب سه امتیازی آزاد طراحی کردند.
the crowd roared as he launched a long three-pointer.
با پرتاب او یک پرتاب سه امتیازی بلند، جمعیت فریاد زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید