three-sided shape
شکل سهگوشه
three-sided object
objekt سهگوشه
three-sided figure
شکل سهگوشه
a three-sided room
یک اتاق سهگوشه
three-sided building
سازه سهگوشه
three-sided view
نگاه سهگوشه
three-sided box
کارتن سهگوشه
three-sided prism
پریزم سهگوشه
three-sided angle
زاویه سهگوشه
three-sided structure
ساختار سهگوشه
the room had three-sided windows offering a panoramic view.
این اتاق پنجرههای سهگوشهای داشت که منظرهای ۳۶۰ درجه ارائه میداد.
we built a three-sided enclosure for the puppy to play in.
ما یک محیط سهگوشهای برای گرگ کوچولو ساختیم تا بازی کند.
the three-sided mirror created an illusion of a larger space.
آینه سهگوشهای یک ایلیوژن از فضای بزرگتر ایجاد کرد.
the display case was three-sided, allowing customers to view it from all angles.
کیف پردهای سهگوشهای بود که به مشتریان اجازه میداد از تمام زوایا آن نگاه کنند.
the three-sided structure provided a secure area for the equipment.
ساختار سهگوشهای یک منطقه امن برای تجهیزات فراهم کرد.
the artist used a three-sided frame for the painting.
هنرمند از یک چارچوب سهگوشهای برای نقاشی استفاده کرد.
the three-sided garden offered protection from the wind.
باغ سهگوشهای حفاظت از باد را فراهم میکرد.
the three-sided booth was perfect for showcasing our products.
کیوی سهگوشهای برای نمایش محصولات ما کامل بود.
the three-sided platform provided a stable base for the equipment.
پلتفرم سهگوشهای پایهای پایدار برای تجهیزات فراهم کرد.
the three-sided wall created a sense of privacy in the courtyard.
دیوار سهگوشهای احساس خصوصیت در فضای باز را ایجاد کرد.
the three-sided stage allowed for a dynamic performance.
پلکه سهگوشهای امکان اجرای دینامیک را فراهم کرد.
three-sided shape
شکل سهگوشه
three-sided object
objekt سهگوشه
three-sided figure
شکل سهگوشه
a three-sided room
یک اتاق سهگوشه
three-sided building
سازه سهگوشه
three-sided view
نگاه سهگوشه
three-sided box
کارتن سهگوشه
three-sided prism
پریزم سهگوشه
three-sided angle
زاویه سهگوشه
three-sided structure
ساختار سهگوشه
the room had three-sided windows offering a panoramic view.
این اتاق پنجرههای سهگوشهای داشت که منظرهای ۳۶۰ درجه ارائه میداد.
we built a three-sided enclosure for the puppy to play in.
ما یک محیط سهگوشهای برای گرگ کوچولو ساختیم تا بازی کند.
the three-sided mirror created an illusion of a larger space.
آینه سهگوشهای یک ایلیوژن از فضای بزرگتر ایجاد کرد.
the display case was three-sided, allowing customers to view it from all angles.
کیف پردهای سهگوشهای بود که به مشتریان اجازه میداد از تمام زوایا آن نگاه کنند.
the three-sided structure provided a secure area for the equipment.
ساختار سهگوشهای یک منطقه امن برای تجهیزات فراهم کرد.
the artist used a three-sided frame for the painting.
هنرمند از یک چارچوب سهگوشهای برای نقاشی استفاده کرد.
the three-sided garden offered protection from the wind.
باغ سهگوشهای حفاظت از باد را فراهم میکرد.
the three-sided booth was perfect for showcasing our products.
کیوی سهگوشهای برای نمایش محصولات ما کامل بود.
the three-sided platform provided a stable base for the equipment.
پلتفرم سهگوشهای پایهای پایدار برای تجهیزات فراهم کرد.
the three-sided wall created a sense of privacy in the courtyard.
دیوار سهگوشهای احساس خصوصیت در فضای باز را ایجاد کرد.
the three-sided stage allowed for a dynamic performance.
پلکه سهگوشهای امکان اجرای دینامیک را فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید