thrip

[ایالات متحده]/θrɪp/
[بریتانیا]/θrɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره‌ای کوچک و باریک از رده Thysanoptera که اغلب برای گیاهان مضر است.
Word Forms
جمعthrips

عبارات و ترکیب‌ها

thrip damage

آسیب ناشی از Trips

thrip control

کنترل Trips

thrip infestation

آلودگی به Trips

thrip species

گونه‌های Trips

thrip population

جمعیت Trips

thrip management

مدیریت Trips

thrip monitoring

نظارت بر Trips

thrip treatment

درمان Trips

thrip traps

تله‌های Trips

thrip resistance

مقاومت در برابر Trips

جملات نمونه

thrips can cause significant damage to crops.

حشرات می‌توانند آسیب قابل توجهی به محصولات وارد کنند.

farmers often struggle with thrip infestations.

کشاورزان اغلب با آفت‌زده شدن توسط حشرات دست و پنجه نرم می‌کنند.

to control thrips, use insecticidal soap.

برای کنترل حشرات، از صابون حشره‌کش استفاده کنید.

thrips are tiny pests that can be hard to see.

حشرات آفات کوچکی هستند که ممکن است به سختی دیده شوند.

monitoring plants regularly can help detect thrips early.

نظارت منظم بر گیاهان می‌تواند به تشخیص زودهنگام حشرات کمک کند.

some plants are more susceptible to thrip damage.

برخی از گیاهان بیشتر در برابر آسیب ناشی از حشرات آسیب‌پذیر هستند.

thrips can spread plant viruses as they feed.

حشرات می‌توانند در حین تغذیه، ویروس‌های گیاهی را منتشر کنند.

effective thrip management requires integrated pest control strategies.

مدیریت مؤثر حشرات نیاز به استراتژی‌های کنترل آفات یکپارچه دارد.

research is ongoing to find natural predators of thrips.

تحقیقات برای یافتن دشمنان طبیعی حشرات در حال انجام است.

using sticky traps can help monitor thrip populations.

استفاده از تله‌های چسب‌دار می‌تواند به ردیابی جمعیت حشرات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید