thumb-rides accepted
پذیرفته شده
thumb-rides available
موجود است
we often saw people giving thumb-rides while backpacking across europe.
ما اغلب مردم را دیدیم که در حال گذراندن سفر خود در اروپا، به رانندگان اتومobilها اشاره دستی میدادند.
he gave a cheerful thumb-ride to a passing truck driver.
او به یک راننده کامیونی که از سویه میگذشت، اشاره دستی خوشحالانهای داد.
despite the rain, they were hoping to get a thumb-ride somewhere.
در این حال که باران میبارید، آنها امیدوار بودند که در جایی اشاره دستی بگیرند.
the young couple tried thumb-riding to save money on transportation.
این جفت جوان سعی کردند با اشاره دستی هزینه حمل و نقل خود را کاهش دهند.
she remembered the thrill of hitchhiking and giving thumb-rides as a teenager.
او یادش میآورد که در دوران نوجوانی چه لذتی از اشاره دستی و سوار شدن روی ماشینها داشت.
he learned the art of giving a convincing thumb-ride to increase his chances.
او چگونگی اشاره دستی متقن را یاد گرفت تا شانس خود را افزایش دهد.
they waited patiently by the highway, giving thumb-rides to passing vehicles.
آنها با صبر در کنار جاده منتظر میماندند و به وسایل نقلیه عبوری اشاره دستی میدادند.
giving thumb-rides used to be a more common way to travel long distances.
اشاره دستی یک روش رایجتر برای سفر مسافتهای طولانی بود.
the sign clearly stated "no thumb-rides allowed" on the side of the road.
پیام روشن میگفت که "اشاره دستی مجاز نیست" در کنار جاده.
after their car broke down, they resorted to giving thumb-rides to find help.
پس از اینکه ماشین آنها معیوب شد، آنها به اشاره دستی رویت کردند تا کمک بگیرند.
he practiced giving a friendly thumb-ride, hoping for a quick lift.
او تمرین میکرد که اشاره دستی دوستانه بدهد و امید داشت که سریعتر سوار شود.
thumb-rides accepted
پذیرفته شده
thumb-rides available
موجود است
we often saw people giving thumb-rides while backpacking across europe.
ما اغلب مردم را دیدیم که در حال گذراندن سفر خود در اروپا، به رانندگان اتومobilها اشاره دستی میدادند.
he gave a cheerful thumb-ride to a passing truck driver.
او به یک راننده کامیونی که از سویه میگذشت، اشاره دستی خوشحالانهای داد.
despite the rain, they were hoping to get a thumb-ride somewhere.
در این حال که باران میبارید، آنها امیدوار بودند که در جایی اشاره دستی بگیرند.
the young couple tried thumb-riding to save money on transportation.
این جفت جوان سعی کردند با اشاره دستی هزینه حمل و نقل خود را کاهش دهند.
she remembered the thrill of hitchhiking and giving thumb-rides as a teenager.
او یادش میآورد که در دوران نوجوانی چه لذتی از اشاره دستی و سوار شدن روی ماشینها داشت.
he learned the art of giving a convincing thumb-ride to increase his chances.
او چگونگی اشاره دستی متقن را یاد گرفت تا شانس خود را افزایش دهد.
they waited patiently by the highway, giving thumb-rides to passing vehicles.
آنها با صبر در کنار جاده منتظر میماندند و به وسایل نقلیه عبوری اشاره دستی میدادند.
giving thumb-rides used to be a more common way to travel long distances.
اشاره دستی یک روش رایجتر برای سفر مسافتهای طولانی بود.
the sign clearly stated "no thumb-rides allowed" on the side of the road.
پیام روشن میگفت که "اشاره دستی مجاز نیست" در کنار جاده.
after their car broke down, they resorted to giving thumb-rides to find help.
پس از اینکه ماشین آنها معیوب شد، آنها به اشاره دستی رویت کردند تا کمک بگیرند.
he practiced giving a friendly thumb-ride, hoping for a quick lift.
او تمرین میکرد که اشاره دستی دوستانه بدهد و امید داشت که سریعتر سوار شود.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now