thunderbolts

[ایالات متحده]/ˈθʌndəbəʊlts/
[بریتانیا]/ˈθʌndərboʊlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رعد و برق؛ رویدادهای ناگهانی؛ ارعاب؛ فوران خشم

عبارات و ترکیب‌ها

thunderbolts strike

برق و رعد

thunderbolts clash

برخورد صاعقه

thunderbolts roar

غرش صاعقه

thunderbolts flash

نمایش صاعقه

thunderbolts crash

فتو صاعقه

thunderbolts fall

سقوط صاعقه

thunderbolts rumble

غرش رعد

thunderbolts echo

بازتاب صاعقه

thunderbolts unleash

آزادسازی صاعقه

thunderbolts dance

رقص صاعقه

جملات نمونه

thunderbolts struck the ground with a loud bang.

رعد و برق با صدای بلند به زمین برخورد کرد.

the sky lit up with bright thunderbolts during the storm.

در طول طوفان، رعد و برق آسمان را با نور درخشانی روشن کرد.

he felt as if thunderbolts were hitting his heart.

او احساس کرد گویی رعد و برق قلبش را مورد اصابت قرار داده است.

thunderbolts of lightning illuminated the night.

رعد و برق شب را روشن کرد.

the ancient myths spoke of gods wielding thunderbolts.

افسانه‌هاي باستان از خداياني صحبت مي‌کردند که رعد و برق را به کار مي‌گرفتند.

she jumped at the sound of thunderbolts outside.

او با شنیدن صدای رعد و برق بیرون از خانه، پرید.

thunderbolts are often associated with powerful storms.

رعد و برق اغلب با طوفان‌های شدید مرتبط است.

he described the thunderbolts as nature's fireworks.

او رعد و برق را به عنوان آتش‌بازی طبیعت توصیف کرد.

the thunderbolts echoed through the valley.

صدای رعد و برق در دره طنین‌انداز بود.

in the distance, thunderbolts flashed ominously.

در دوردست، رعد و برق به طور شوم چشمک می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید