thunderclaps

[ایالات متحده]/ˈθʌndəklæps/
[بریتانیا]/ˈθʌndərklæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای بلند مانند رعد و برق؛ رویدادها یا اخبار وحشتناک

عبارات و ترکیب‌ها

loud thunderclaps

رعد و برق‌های بلند

echoing thunderclaps

رعد و برق‌های پژواک‌دار

frequent thunderclaps

رعد و برق‌های مکرر

soft thunderclaps

رعد و برق‌های ملایم

muffled thunderclaps

رعد و برق‌های خفه

distant thunderclaps

رعد و برق‌های دوردست

scary thunderclaps

رعد و برق‌های ترسناک

sudden thunderclaps

رعد و برق‌های ناگهانی

violent thunderclaps

رعد و برق‌های شدید

isolated thunderclaps

رعد و برق‌های جدا

جملات نمونه

thunderclaps echoed through the valley.

صدای رعد و برق در دره طنین انداز شد.

we heard thunderclaps as the storm approached.

ما صدای رعد و برق را شنیدیم همانطور که طوفان نزدیک می شد.

thunderclaps startled the children playing outside.

صدای رعد و برق کودکان در حال بازی بیرون را ترساند.

the thunderclaps signaled the beginning of the rain.

صدای رعد و برق نشان دهنده شروع باران بود.

she jumped at the sound of thunderclaps.

او با شنیدن صدای رعد و برق از جا پرید.

thunderclaps can be frightening during a thunderstorm.

صدای رعد و برق می تواند در طول طوفان ترسناک باشد.

we counted the seconds between the lightning and the thunderclaps.

ما ثانیه ها بین رعد و برق و صدای رعد و برق را شمردیم.

thunderclaps rattled the windows of the old house.

صدای رعد و برق پنجره های خانه قدیمی را به لرزه درآورد.

she loved the sound of thunderclaps in the distance.

او صدای رعد و برق را در دوردست دوست داشت.

after the thunderclaps, the sky cleared up.

بعد از صدای رعد و برق، آسمان صاف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید