ticked off
علامتگذاری شده
ticked box
جعبه علامتگذاری شده
ticked list
لیست علامتگذاری شده
ticked items
موارد علامتگذاری شده
ticked mark
علامت تیک
ticked away
دور زده شده
ticked date
تاریخ علامتگذاری شده
ticked choice
انتخاب علامتگذاری شده
ticked option
گزینه علامتگذاری شده
she ticked all the boxes for the job application.
او تمام گزینه های مورد نیاز برای درخواست شغل را انتخاب کرد.
he ticked off the items on his to-do list.
او اقلام لیست کارهای خود را علامت زد.
the clock ticked loudly in the quiet room.
ساعت در اتاق آرام به صدا درآمد.
she ticked her favorite songs on the playlist.
او آهنگ های مورد علاقه خود را در لیست پخش علامت زد.
make sure you have ticked the correct answers.
مطمئن شوید که پاسخ های صحیح را علامت زده اید.
he ticked the box to confirm his attendance.
او برای تایید حضور خود، گزینه تایید را انتخاب کرد.
the children ticked off the days until their vacation.
کودکان روزها تا تعطیلات خود را شمردند.
she felt a sense of accomplishment when she ticked off her goals.
وقتی اهداف خود را به پایان رساندید، احساس موفقیت کرد.
the teacher ticked the students' homework for mistakes.
معلم تکالیف دانش آموزان را برای یافتن اشتباه بررسی کرد.
he ticked his name off the list as he entered.
وقتی وارد شد، نام خود را از لیست خط زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید