final tiebreaker
ضربه حذفی نهایی
score tiebreaker
شکستن تساوی با احتساب امتیاز
tiebreaker rule
قانون ضربه حذفی
tiebreaker game
بازی ضربه حذفی
tiebreaker point
امتیاز ضربه حذفی
tiebreaker match
مسابقه ضربه حذفی
tiebreaker situation
شرایط ضربه حذفی
tiebreaker set
ست ضربه حذفی
tiebreaker criteria
معیارهای ضربه حذفی
tiebreaker decision
تصمیمگیری در مورد ضربه حذفی
the match ended in a tie, so we needed a tiebreaker.
مسابقه با تساوی به پایان رسید، بنابراین به یک بازی تدارکاتی نیاز داشتیم.
in the tournament, the tiebreaker rules were clearly stated.
در مسابقات، قوانین بازی تدارکاتی به وضوح بیان شده بود.
the players were nervous as they prepared for the tiebreaker.
بازیکنان در حالی که برای بازی تدارکاتی آماده میشدند، عصبی بودند.
she won the game after an intense tiebreaker.
او پس از یک بازی تدارکاتی شدید، بازی را برد.
the tiebreaker was decided by a sudden death round.
بازی تدارکاتی با یک دور مرگ ناگهانی تعیین شد.
he explained the tiebreaker process to the new players.
او روند بازی تدارکاتی را به بازیکنان جدید توضیح داد.
the final score was tied, leading to a tiebreaker match.
نتیجه نهایی مساوی بود که منجر به یک مسابقه تدارکاتی شد.
they used a tiebreaker to determine the winner of the contest.
آنها از یک بازی تدارکاتی برای تعیین برنده مسابقه استفاده کردند.
after the tiebreaker, the champion was crowned.
پس از بازی تدارکاتی، قهرمان تاجگذاری شد.
the rules for the tiebreaker were updated this year.
قوانین بازی تدارکاتی امسال بهروزرسانی شد.
final tiebreaker
ضربه حذفی نهایی
score tiebreaker
شکستن تساوی با احتساب امتیاز
tiebreaker rule
قانون ضربه حذفی
tiebreaker game
بازی ضربه حذفی
tiebreaker point
امتیاز ضربه حذفی
tiebreaker match
مسابقه ضربه حذفی
tiebreaker situation
شرایط ضربه حذفی
tiebreaker set
ست ضربه حذفی
tiebreaker criteria
معیارهای ضربه حذفی
tiebreaker decision
تصمیمگیری در مورد ضربه حذفی
the match ended in a tie, so we needed a tiebreaker.
مسابقه با تساوی به پایان رسید، بنابراین به یک بازی تدارکاتی نیاز داشتیم.
in the tournament, the tiebreaker rules were clearly stated.
در مسابقات، قوانین بازی تدارکاتی به وضوح بیان شده بود.
the players were nervous as they prepared for the tiebreaker.
بازیکنان در حالی که برای بازی تدارکاتی آماده میشدند، عصبی بودند.
she won the game after an intense tiebreaker.
او پس از یک بازی تدارکاتی شدید، بازی را برد.
the tiebreaker was decided by a sudden death round.
بازی تدارکاتی با یک دور مرگ ناگهانی تعیین شد.
he explained the tiebreaker process to the new players.
او روند بازی تدارکاتی را به بازیکنان جدید توضیح داد.
the final score was tied, leading to a tiebreaker match.
نتیجه نهایی مساوی بود که منجر به یک مسابقه تدارکاتی شد.
they used a tiebreaker to determine the winner of the contest.
آنها از یک بازی تدارکاتی برای تعیین برنده مسابقه استفاده کردند.
after the tiebreaker, the champion was crowned.
پس از بازی تدارکاتی، قهرمان تاجگذاری شد.
the rules for the tiebreaker were updated this year.
قوانین بازی تدارکاتی امسال بهروزرسانی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید