tilery

[ایالات متحده]/ˈtaɪləri/
[بریتانیا]/ˈtaɪləri/

ترجمه

n. جایی که تایل‌ها تولید می‌شوند؛ کارخانه تایل یا کوره تایل
Word Forms
جمعtileries

عبارات و ترکیب‌ها

tilery industry

صنعت سرامیک

tilery owner

مالک کارخانه سرامیک

tilery worker

کارگر کارخانه سرامیک

tilery town

شهر کارخانه سرامیک

old tilery

کارخانه سرامیک قدیمی

جملات نمونه

we visited a family-run tilery in the village yesterday.

دیروز ما یک کارخانه سرامیک خانوادگی در روستا را بازدید کردیم.

the historic tilery has been operating for over two centuries.

این کارخانه سرامیک تاریخی بیش از دو قرن فعالیت خود را ادامه داده است.

she purchased handmade tiles from the local tilery.

او تاکید کرد که تیل‌های دست سازی از کارخانه سرامیک محلی خریداری کرده است.

the artisanal tilery produces beautiful mosaic designs.

این کارخانه سرامیک دست ساز طرح‌های گرانیت زیبایی تولید می‌کند.

i spent hours browsing the tilery's extensive collection.

من ساعاتی صرف بررسی مجموعه گسترده کارخانه سرامیک گذاشتم.

the tilery owner welcomed us with a warm smile.

مالک کارخانه سرامیک با لبخند گرم ما را خوش آمدید.

modern technology has transformed the traditional tilery.

فناوری‌های مدرن کارخانه سرامیک سنتی را تغییر داده است.

the tilery offers custom design services for homeowners.

این کارخانه سرامیک خدمات طراحی سفارشی برای مالکان خانه ارائه می‌دهد.

workers at the tilery shape each tile by hand.

کارگران در کارخانه سرامیک هر تیل را با دست شکل می‌دهند.

the tilery's showroom displays hundreds of colorful patterns.

گالری کارخانه سرامیک صدها الگوی رنگارنگ را نمایش می‌دهد.

our town is famous for its ceramic tilery heritage.

شهر ما به خاطر وراثت کارخانه سرامیک خود مشهور است.

the tilery supplies tiles to luxury hotels worldwide.

این کارخانه سرامیک تیل‌ها را به هتل‌های لوکس در سراسر جهان عرضه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید