tilters

[ایالات متحده]/ˈtɪltə/
[بریتانیا]/ˈtɪltər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کج می‌کند یا باعث کج شدن می‌شود؛ نوعی فونت ایتالیک

عبارات و ترکیب‌ها

tilter angle

زاویه تیوتر

tilter mechanism

مکانیزم تیوتر

tilter function

عملکرد تیوتر

tilter control

کنترل تیوتر

tilter adjustment

تنظیم تیوتر

tilter position

موقعیت تیوتر

tilter design

طراحی تیوتر

tilter settings

تنظیمات تیوتر

tilter system

سیستم تیوتر

tilter support

پشتیبانی تیوتر

جملات نمونه

the tilter adjusted the angle of the equipment.

تغییردهنده زاویه تجهیزات را تنظیم کرد.

he used a tilter to improve the stability of the structure.

او از یک تغییردهنده برای بهبود پایداری سازه استفاده کرد.

the tilter is essential for precise measurements.

تغییردهنده برای اندازه گیری دقیق ضروری است.

she installed a tilter for better control of the display.

او یک تغییردهنده برای کنترل بهتر نمایشگر نصب کرد.

the tilter helped to level the surface effectively.

تغییردهنده به طور موثر به تراز کردن سطح کمک کرد.

using a tilter can enhance the performance of the machine.

استفاده از یک تغییردهنده می تواند عملکرد دستگاه را افزایش دهد.

the engineer recommended a tilter for the project.

مهندس یک تغییردهنده برای پروژه توصیه کرد.

adjusting the tilter made a significant difference.

تنظیم تغییردهنده تفاوت قابل توجهی ایجاد کرد.

they designed a new tilter for better efficiency.

آنها یک تغییردهنده جدید برای بهبود کارایی طراحی کردند.

the tilter's design was innovative and user-friendly.

طراحی تغییردهنده نوآورانه و کاربرپسند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید