timecards

[ایالات متحده]/ˈtaɪmkɑːd/
[بریتانیا]/ˈtaɪmˌkɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارتی که برای ثبت مقدار زمانی که یک کارمند کار می‌کند استفاده می‌شود؛ کارتی که برای پیگیری حضور و ساعات کارکرد استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

timecard submission

ارائه کارت زمان

timecard approval

تایید کارت زمان

timecard entry

ثبت کارت زمان

timecard system

سیستم کارت زمان

timecard report

گزارش کارت زمان

timecard errors

اشتباهات کارت زمان

timecard tracking

ردیابی کارت زمان

timecard policy

سیاست کارت زمان

timecard review

بررسی کارت زمان

timecard guidelines

دستورالعمل‌های کارت زمان

جملات نمونه

make sure to submit your timecard by friday.

حتماً اطمینان حاصل کنید که تا روز جمعه کارت زمان خود را ارسال کنید.

he forgot to fill out his timecard this week.

او فراموش کرد این هفته کارت زمان خود را پر کند.

the manager checked the timecards for accuracy.

مدیر کارت‌های زمان را برای اطمینان بررسی کرد.

timecards must be approved by a supervisor.

کارت‌های زمان باید توسط یک سرپرست تأیید شوند.

she uses a digital timecard system for tracking hours.

او از یک سیستم دیجیتال کارت زمان برای پیگیری ساعات استفاده می‌کند.

employees are required to clock in and out on their timecards.

از کارمندان خواسته شده است که در کارت‌های زمان خود وارد و خارج شوند.

he submitted his timecard late and was penalized.

او کارت زمان خود را دیر ارسال کرد و جریمه شد.

the timecard process has been simplified this year.

فرآیند کارت زمان امسال ساده شده است.

always double-check your timecard before submission.

همیشه قبل از ارسال کارت زمان خود را دوباره بررسی کنید.

timecards help track employee hours accurately.

کارت‌های زمان به ردیابی دقیق ساعات کارمندان کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید