timecard submission
ارائه کارت زمان
timecard approval
تایید کارت زمان
timecard entry
ثبت کارت زمان
timecard system
سیستم کارت زمان
timecard report
گزارش کارت زمان
timecard errors
اشتباهات کارت زمان
timecard tracking
ردیابی کارت زمان
timecard policy
سیاست کارت زمان
timecard review
بررسی کارت زمان
timecard guidelines
دستورالعملهای کارت زمان
make sure to submit your timecard by friday.
حتماً اطمینان حاصل کنید که تا روز جمعه کارت زمان خود را ارسال کنید.
he forgot to fill out his timecard this week.
او فراموش کرد این هفته کارت زمان خود را پر کند.
the manager checked the timecards for accuracy.
مدیر کارتهای زمان را برای اطمینان بررسی کرد.
timecards must be approved by a supervisor.
کارتهای زمان باید توسط یک سرپرست تأیید شوند.
she uses a digital timecard system for tracking hours.
او از یک سیستم دیجیتال کارت زمان برای پیگیری ساعات استفاده میکند.
employees are required to clock in and out on their timecards.
از کارمندان خواسته شده است که در کارتهای زمان خود وارد و خارج شوند.
he submitted his timecard late and was penalized.
او کارت زمان خود را دیر ارسال کرد و جریمه شد.
the timecard process has been simplified this year.
فرآیند کارت زمان امسال ساده شده است.
always double-check your timecard before submission.
همیشه قبل از ارسال کارت زمان خود را دوباره بررسی کنید.
timecards help track employee hours accurately.
کارتهای زمان به ردیابی دقیق ساعات کارمندان کمک میکنند.
timecard submission
ارائه کارت زمان
timecard approval
تایید کارت زمان
timecard entry
ثبت کارت زمان
timecard system
سیستم کارت زمان
timecard report
گزارش کارت زمان
timecard errors
اشتباهات کارت زمان
timecard tracking
ردیابی کارت زمان
timecard policy
سیاست کارت زمان
timecard review
بررسی کارت زمان
timecard guidelines
دستورالعملهای کارت زمان
make sure to submit your timecard by friday.
حتماً اطمینان حاصل کنید که تا روز جمعه کارت زمان خود را ارسال کنید.
he forgot to fill out his timecard this week.
او فراموش کرد این هفته کارت زمان خود را پر کند.
the manager checked the timecards for accuracy.
مدیر کارتهای زمان را برای اطمینان بررسی کرد.
timecards must be approved by a supervisor.
کارتهای زمان باید توسط یک سرپرست تأیید شوند.
she uses a digital timecard system for tracking hours.
او از یک سیستم دیجیتال کارت زمان برای پیگیری ساعات استفاده میکند.
employees are required to clock in and out on their timecards.
از کارمندان خواسته شده است که در کارتهای زمان خود وارد و خارج شوند.
he submitted his timecard late and was penalized.
او کارت زمان خود را دیر ارسال کرد و جریمه شد.
the timecard process has been simplified this year.
فرآیند کارت زمان امسال ساده شده است.
always double-check your timecard before submission.
همیشه قبل از ارسال کارت زمان خود را دوباره بررسی کنید.
timecards help track employee hours accurately.
کارتهای زمان به ردیابی دقیق ساعات کارمندان کمک میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید