timekeepings

[ایالات متحده]/taɪmˈkiːpɪŋz/
[بریتانیا]/taɪmˈkiːpɪŋz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند ثبت زمان

عبارات و ترکیب‌ها

timekeepings accuracy

دقت زمان‌سنجی

timekeepings system

سیستم زمان‌سنجی

timekeepings records

سوابق زمان‌سنجی

timekeepings methods

روش‌های زمان‌سنجی

timekeepings audit

بازرسی زمان‌سنجی

timekeepings software

نرم‌افزار زمان‌سنجی

timekeepings tools

ابزارهای زمان‌سنجی

timekeepings practices

روش‌های عملیاتی زمان‌سنجی

timekeepings policies

خط‌مشی‌های زمان‌سنجی

timekeepings solutions

راهکارهای زمان‌سنجی

جملات نمونه

timekeepings are essential for managing schedules.

ثبت‌زمان برای مدیریت زمان‌بندی‌ها ضروری است.

effective timekeepings can improve productivity.

ثبت‌زمان موثر می‌تواند بهره‌وری را بهبود بخشد.

many companies rely on accurate timekeepings for payroll.

شرکت‌های زیادی برای پرداخت حقوق و دستمزد به ثبت‌زمان دقیق متکی هستند.

timekeepings help in tracking project progress.

ثبت‌زمان به پیگیری پیشرفت پروژه کمک می‌کند.

good timekeepings reduce stress and enhance work-life balance.

ثبت‌زمان خوب استرس را کاهش می‌دهد و تعادل بین کار و زندگی را بهبود می‌بخشد.

implementing digital timekeepings can streamline operations.

اجرای ثبت‌زمان دیجیتال می‌تواند عملیات را ساده کند.

timekeepings are crucial for meeting deadlines.

ثبت‌زمان برای رعایت مهلت‌ها بسیار مهم است.

many tools are available for effective timekeepings.

ابزارهای زیادی برای ثبت‌زمان موثر در دسترس هستند.

timekeepings can help prevent procrastination.

ثبت‌زمان می‌تواند به جلوگیری از تعلل کمک کند.

regular reviews of timekeepings can lead to better planning.

بررسی‌های منظم ثبت‌زمان می‌تواند منجر به برنامه‌ریزی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید