tinct

[ایالات متحده]/tɪŋkt/
[بریتانیا]/tɪŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ یا سایه
adj. رنگی یا دارای رنگ
vt. رنگ کردن یا طعم دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtincts
صفت یا فعل حال استمراریtincting
زمان گذشتهtincted
قسمت سوم فعلtincted

عبارات و ترکیب‌ها

tincture of time

عصاره زمان

tinct of color

عصاره رنگ

tincture of nature

عصاره طبیعت

tinct of hope

عصاره امید

tincture of wisdom

عصاره خرد

tinct of sadness

عصاره غم

tinct of joy

عصاره شادی

tincture of love

عصاره عشق

tinct of fear

عصاره ترس

tincture of health

عصاره سلامتی

جملات نمونه

his speech was tinct with a sense of urgency.

سخنرانی او مملو از احساس فوریت بود.

the painting was tinct with vibrant colors.

نقاشی مملو از رنگ‌های زنده بود.

her laughter was tinct with a hint of sadness.

خنده او مملو از رگه‌هایی از غم بود.

the story was tinct with elements of mystery.

داستان مملو از عناصری از رمز و راز بود.

the aroma of spices tinct the dish beautifully.

عطر ادویه‌ها طعم غذا را به زیبایی آراسته بود.

his attitude was tinct with arrogance.

حرف و عمل او مملو از غرور بود.

the music was tinct with nostalgia.

موسیقی مملو از نوستالژی بود.

her voice was tinct with excitement.

صدای او مملو از هیجان بود.

the conversation was tinct with humor.

گفتگو مملو از شوخ طبعی بود.

the landscape was tinct with autumn colors.

مناظر طبیعی مملو از رنگ‌های پاییزی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید