tincting

[ایالات متحده]/ˈtɪŋktɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪŋktɪŋ/

ترجمه

n. رنگ؛ سایه
adj. رنگ شده؛ رنگی
vt. رنگ کردن؛ طعم دادن

عبارات و ترکیب‌ها

tincting solution

محلول رنگ‌آمیزی

tincting process

فرآیند رنگ‌آمیزی

tincting agent

عامل رنگ‌آمیزی

tincting method

روش رنگ‌آمیزی

tincting technique

تکنیک رنگ‌آمیزی

tincting fluid

سیال رنگ‌آمیزی

tincting procedure

روش کار رنگ‌آمیزی

tincting sample

نمونه رنگ‌آمیزی

tincting materials

مواد رنگ‌آمیزی

tincting color

رنگ رنگ‌آمیزی

جملات نمونه

the artist is tincting the canvas with vibrant colors.

هنرمند در حال رنگ‌آمیزی بوم با رنگ‌های زنده است.

she is tincting the potion to enhance its effects.

او در حال رنگ‌آمیزی معجون برای افزایش اثربخشی آن است.

they are tincting the fabric to create a unique design.

آنها در حال رنگ‌آمیزی پارچه برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد هستند.

the chef is tincting the sauce with herbs for flavor.

سرآشپز در حال رنگ‌آمیزی سس با گیاهان برای طعم دادن است.

he is tincting the wood to give it a rich hue.

او در حال رنگ‌آمیزی چوب برای دادن رنگی غنی به آن است.

the scientist is tincting the solution for the experiment.

دانشمند در حال رنگ‌آمیزی محلول برای آزمایش است.

artists often tincting their works to evoke emotions.

هنرمندان اغلب آثار خود را برای برانگیختن احساسات رنگ‌آمیزی می‌کنند.

she enjoys tincting her hair with different shades.

او از رنگ‌آمیزی موهایش با رنگ‌های مختلف لذت می‌برد.

he is tincting the paper for a vintage look.

او در حال رنگ‌آمیزی کاغذ برای ایجاد ظاهری قدیمی است.

the workshop teaches participants how to tincting fabrics.

کارگاه به شرکت‌کنندگان آموزش می‌دهد که چگونه پارچه‌ها را رنگ‌آمیزی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید