tincted

[ایالات متحده]/tɪŋkt/
[بریتانیا]/tɪŋkt/

ترجمه

adj. رنگی یا رنگ شده\nvt. چیزی را رنگ یا طعم دار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tincted liquid

مایع رنگی

tincted solution

محلول رنگی

tincted extract

استخراج رنگی

tincted oil

روغن رنگی

tincted glass

شیشه رنگی

tincted fabric

پارچه رنگی

tincted water

آب رنگی

tincted balm

نجار رنگی

tincted cream

کرم رنگی

جملات نمونه

the artist tincted the canvas with vibrant colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های زنده رنگ آمیزی کرد.

she tincted her hair a beautiful shade of red.

او موهایش را به رنگ قرمز زیبا رنگ آمیزی کرد.

the wine was tincted with hints of berry flavors.

شراب با طعم‌های میوه ای طعم دار شده بود.

the fabric was tincted to create a unique pattern.

پارچه برای ایجاد یک الگوی منحصر به فرد رنگ آمیزی شد.

his memories were tincted with nostalgia.

خاطرات او با نوستالژی رنگ آمیزی شده بودند.

the tea was tincted with a hint of lemon.

چای با طعم لیمو طعم دار شده بود.

her laughter tincted the atmosphere with joy.

خنده او فضای اطراف را با شادی رنگ آمیزی کرد.

the sunset tincted the sky in shades of orange and pink.

غروب خورشید آسمان را به رنگ نارنجی و صورتی رنگ آمیزی کرد.

he tincted his speech with humor to engage the audience.

او برای جلب توجه مخاطبان، سخنان خود را با طنز رنگ آمیزی کرد.

the painting was tincted with a sense of melancholy.

نقاشی با حس دلتنگی رنگ آمیزی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید