herbal tincture
تینکتور گیاهی
alcohol tincture
تینکتور الکلی
medicinal tincture
تینکتور دارویی
tincture of iodine
تینکچر ید
a faint tincture of tobacco
اثر ملایمی از دخمه
Arthur's affability was tinctured with faint sarcasm.
مودب بودن آرتور با طعنه ملایمی همراه بود.
The heavy traffic tinctures the air with carbon monoxide.
ترافیک سنگین هوا را با مونوکسید کربن آلوده می کند.
she could not keep a tincture of bitterness out of her voice.
او نمیتوانست ذرهای تلخی را از صدای خود دور کند.
an alkaloidal extract or tincture of the poisonous belladonna herb that is used medicinally.
یک عصاره یا معجون قلیایی از گیاه سمی بلادونا که به صورت دارویی استفاده می شود.
METHODS Daubing the affected part of the flat verruca with achromatous iodine tincture for 2 or 3 weeks.
روش ها: نقاشی کردن قسمت آسیب دیده از زگیل صاف با محلول ید غیر کروماتیک به مدت 2 یا 3 هفته.
While herbalists make dandelion into tincture, the leaves can be eaten raw in salad or steamed with the flowers and eaten like vegetables.
در حالی که گیاهدرمانان گل ختمی را به معجون تبدیل میکنند، برگها را میتوان به صورت خام در سالاد خورد یا با گلها بخارپز کرد و مانند سبزیجات خورد.
The dressing was opened up for exposure after 5~7 days and iodic tincture was externally applied to the allogenous skin.
پس از 5 تا 7 روز، بانداژ باز شد تا در معرض هوا قرار گیرد و محلول ید به طور خارجی روی پوست بیگانه اعمال شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید