tindered

[ایالات متحده]/ˈtɪndəd/
[بریتانیا]/ˈtɪndərd/

ترجمه

n. ماده قابل اشتعال; ماده آتش‌زا; فیوز; چیزی که در حال انفجار است

عبارات و ترکیب‌ها

tindered heart

قلب tindered

tindered spirit

روح tindered

tindered love

عشق tindered

tindered dreams

رویاهای tindered

tindered hopes

امیدهای tindered

tindered soul

روح tindered

tindered relationship

رابطه tindered

tindered feelings

احساسات tindered

tindered trust

اعتماد tindered

tindered connection

ارتباط tindered

جملات نمونه

they have been tindered by their mutual interests.

آنها به دلیل علایق مشترک خود، با یکدیگر جرقه‌ای داشته‌اند.

she felt tindered to him after their first date.

او بعد از قرار اولشان نسبت به او احساس جرقه‌ای کرد.

friendship can sometimes be tindered into romance.

گاهی اوقات دوستی می‌تواند به یک جرقه عشق تبدیل شود.

his words seemed to have tindered her heart.

به نظر می‌رسید کلمات او قلب او را جرقه‌دار کرده است.

they were tindered together through shared experiences.

آنها از طریق تجربیات مشترک با یکدیگر جرقه‌ای داشتند.

after the concert, they felt tindered by the music.

بعد از کنسرت، آنها با موسیقی جرقه‌ای احساس کردند.

their laughter tindered a spark of connection.

خنده‌های آنها جرقه‌ای از ارتباط را ایجاد کرد.

she was tindered by his charm and wit.

او با جذابیت و هوش او جرقه‌ای احساس کرد.

they were tindered through a mutual friend.

آنها از طریق یک دوست مشترک با یکدیگر جرقه‌ای داشتند.

his kindness tindered her interest in him.

مهربانی او باعث جرقه‌ای در علاقه او به او شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید