tinfoil

[ایالات متحده]/ˈtɪn.fɔɪl/
[بریتانیا]/ˈtɪn.fɔɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورق نازک فلزی، معمولاً از قلع ساخته شده، که برای بسته بندی غذا استفاده می‌شود؛ (برای بسته بندی غذا استفاده می‌شود) ورق قلع
Word Forms
جمعtinfoils

عبارات و ترکیب‌ها

tinfoil hat

کلاه فویل

tinfoil wrap

پیچ فویل

tinfoil ball

توپ فویل

tinfoil container

ظرف فویل

tinfoil dinner

شام فویل

tinfoil sculpture

مجسمه فویل

tinfoil art

هنر فویل

tinfoil cover

پوشش فویل

tinfoil sheet

ورق فویل

tinfoil packaging

بسته‌بندی فویل

جملات نمونه

i wrapped the leftovers in tinfoil to keep them fresh.

من غذای باقی‌مانده را در فویل بسته‌بندی کردم تا تازه بماند.

she used tinfoil to cover the baking dish.

او از فویل برای پوشاندن ظرف پخت استفاده کرد.

we made a hat out of tinfoil for the school project.

ما یک کلاه از فویل برای پروژه مدرسه درست کردیم.

he created a sculpture using pieces of tinfoil.

او با استفاده از تکه‌های فویل یک مجسمه ساخت.

to prevent the pie from burning, cover it with tinfoil.

برای جلوگیری از سوختن پای، آن را با فویل بپوشانید.

she lined the grill with tinfoil for easier cleanup.

او برای تمیز کردن آسان، گریل را با فویل پوشاند.

he used tinfoil to craft a model airplane.

او از فویل برای ساخت یک هواپیمای مدل استفاده کرد.

cover the sandwich with tinfoil to keep it warm.

برای گرم نگه داشتن ساندویچ، آن را با فویل بپوشانید.

for the science experiment, we needed tinfoil and a balloon.

برای آزمایش علمی، به فویل و یک بادکنک نیاز داشتیم.

she folded the tinfoil carefully to avoid tearing.

او با دقت فویل را تا کرد تا پاره نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید