tipstaffs

[ایالات متحده]/ˈtɪp.stɑːf/
[بریتانیا]/ˈtɪp.stæf/

ترجمه

n. یک مقام دادگاه یا ضابط؛ یک عصای نوک‌فلزی که به عنوان نماد مقام توسط نیروهای انتظامی استفاده می‌شود؛ یک افسر انتظامی که یک عصای نوک‌فلزی حمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tipstaff duties

وظایف دستیار دادگاه

tipstaff role

نقش دستیار دادگاه

tipstaff position

موقعیت دستیار دادگاه

tipstaff assistance

کمک‌رسانی دستیار دادگاه

tipstaff functions

توابع دستیار دادگاه

tipstaff responsibilities

مسئولیت‌های دستیار دادگاه

tipstaff appointment

انتصاب دستیار دادگاه

tipstaff service

خدمات دستیار دادگاه

tipstaff training

آموزش دستیار دادگاه

tipstaff guidelines

دستورالعمل‌های دستیار دادگاه

جملات نمونه

the tipstaff called the court to order.

سرپرست جلسه دادگاه را به کار فراخواند.

she handed the tipstaff a note before the hearing.

او قبل از جلسه به سرپرست جلسه یک یادداشت داد.

the tipstaff was responsible for maintaining order in the courtroom.

سرپرست جلسه مسئول حفظ نظم در دادگاه بود.

a tipstaff usually wears a uniform during court proceedings.

سرپرست جلسه معمولاً در طول جلسات دادگاه لباس فرم می پوشد.

the judge spoke to the tipstaff about the case.

قاضی با سرپرست جلسه در مورد پرونده صحبت کرد.

the tipstaff's role is crucial in legal settings.

نقش سرپرست جلسه در محیط های قانونی بسیار مهم است.

the tipstaff escorted the witnesses into the courtroom.

سرپرست جلسه شاهدان را به داخل دادگاه اسکورت کرد.

during the trial, the tipstaff ensured everyone was quiet.

در طول محاکمه، سرپرست جلسه اطمینان حاصل کرد که همه ساکت هستند.

the tipstaff delivered the verdict to the jury.

سرپرست جلسه حکم را به هیئت منصفه اعلام کرد.

the tipstaff's duties include managing court documents.

وظایف سرپرست جلسه شامل مدیریت اسناد دادگاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید