titrated

[ایالات متحده]/ˈtaɪtreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈtaɪtreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با استفاده از تیتراسیون اندازه‌گیری شد

عبارات و ترکیب‌ها

titrated solution

محلول تیتراسیون

titrated sample

نمونه تیتراسیون

titrated acid

اسید تیتراسیون

titrated base

باز تیتراسیون

titrated volume

حجم تیتراسیون

titrated endpoint

نقطه پایانی تیتراسیون

titrated concentration

غلظت تیتراسیون

titrated reagent

واکنشگر تیتراسیون

titrated method

روش تیتراسیون

titrated reaction

واکنش تیتراسیون

جملات نمونه

the solution was carefully titrated to reach the desired ph level.

راه حل به دقت تیتراژ شد تا به سطح pH مورد نظر رسید.

he titrated the acid with a base to find the concentration.

او اسید را با باز تیتراژ کرد تا غلظت را پیدا کند.

in the lab, we titrated the sample to determine its purity.

در آزمایشگاه، ما نمونه را تیتراژ کردیم تا خلوص آن را تعیین کنیم.

the chemist titrated the solution until a color change was observed.

شیمی‌دان محلول را تا زمانی که تغییر رنگ مشاهده شد، تیتراژ کرد.

during the experiment, the base was titrated against the acid.

در طول آزمایش، باز در برابر اسید تیتراژ شد.

she carefully titrated the solution to avoid overshooting the endpoint.

او به دقت محلول را تیتراژ کرد تا از عبور از نقطه پایانی جلوگیری کند.

the results showed that the solution was perfectly titrated.

نتایج نشان داد که محلول به طور کامل تیتراژ شده است.

he learned how to titrate during his chemistry course.

او یاد گرفت که در طول دوره شیمی خود چگونه تیتراژ کند.

the titrated solution was used for further experiments.

محلول تیتراژ شده برای آزمایشات بیشتر استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید