quantified

[ایالات متحده]/ˈkwɒntɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈkwɑːntɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی quantify

عبارات و ترکیب‌ها

quantified data

داده‌های کمی

quantified results

نتایج کمی

quantified metrics

معیارهای کمی

quantified analysis

تجزیه و تحلیل کمی

quantified feedback

بازخورد کمی

quantified measures

سنجش‌های کمی

quantified goals

اهداف کمی

quantified performance

عملکرد کمی

quantified impact

تاثیر کمی

quantified outcomes

نتایج کمی

جملات نمونه

the results were quantified to show the effectiveness of the program.

نتایج به گونه‌ای کمی‌سازی شدند تا اثربخشی برنامه نشان داده شود.

we need to ensure that all data is quantified for accurate analysis.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام داده‌ها برای تجزیه و تحلیل دقیق، کمی‌سازی شده‌اند.

her contributions were quantified in terms of revenue generated.

مشارکت‌های او بر اساس درآمد تولید شده، کمی‌سازی شدند.

the study quantified the impact of climate change on biodiversity.

این مطالعه تأثیر تغییرات آب و هوا بر تنوع زیستی را کمی‌سازی کرد.

quantified metrics help in evaluating project performance.

معیارهای کمی‌سازی شده به ارزیابی عملکرد پروژه کمک می‌کنند.

we quantified the risks involved in the investment.

ما خطرات مرتبط با سرمایه‌گذاری را کمی‌سازی کردیم.

the survey quantified customer satisfaction levels effectively.

نظرسنجی به طور موثر سطح رضایت مشتری را کمی‌سازی کرد.

to improve efficiency, we need to have quantified goals.

برای بهبود کارایی، ما به اهداف کمی‌سازی شده نیاز داریم.

the findings were quantified and presented in a detailed report.

یافته‌ها کمی‌سازی و در یک گزارش مفصل ارائه شدند.

quantified feedback is essential for product development.

بازخورد کمی‌سازی شده برای توسعه محصول ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید