quantified data
دادههای کمی
quantified results
نتایج کمی
quantified metrics
معیارهای کمی
quantified analysis
تجزیه و تحلیل کمی
quantified feedback
بازخورد کمی
quantified measures
سنجشهای کمی
quantified goals
اهداف کمی
quantified performance
عملکرد کمی
quantified impact
تاثیر کمی
quantified outcomes
نتایج کمی
the results were quantified to show the effectiveness of the program.
نتایج به گونهای کمیسازی شدند تا اثربخشی برنامه نشان داده شود.
we need to ensure that all data is quantified for accurate analysis.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که تمام دادهها برای تجزیه و تحلیل دقیق، کمیسازی شدهاند.
her contributions were quantified in terms of revenue generated.
مشارکتهای او بر اساس درآمد تولید شده، کمیسازی شدند.
the study quantified the impact of climate change on biodiversity.
این مطالعه تأثیر تغییرات آب و هوا بر تنوع زیستی را کمیسازی کرد.
quantified metrics help in evaluating project performance.
معیارهای کمیسازی شده به ارزیابی عملکرد پروژه کمک میکنند.
we quantified the risks involved in the investment.
ما خطرات مرتبط با سرمایهگذاری را کمیسازی کردیم.
the survey quantified customer satisfaction levels effectively.
نظرسنجی به طور موثر سطح رضایت مشتری را کمیسازی کرد.
to improve efficiency, we need to have quantified goals.
برای بهبود کارایی، ما به اهداف کمیسازی شده نیاز داریم.
the findings were quantified and presented in a detailed report.
یافتهها کمیسازی و در یک گزارش مفصل ارائه شدند.
quantified feedback is essential for product development.
بازخورد کمیسازی شده برای توسعه محصول ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید