toadyish

[ایالات متحده]/ˈtəʊdiɪʃ/
[بریتانیا]/ˈtoʊdiɪʃ/

ترجمه

adj. خدمتکارانه تحسین آمیز; مطیعانه جلب توجه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

toadyish behavior

رفتار چاپلوسانه

toadyish remarks

اظهارات چاپلوسانه

toadyish attitude

حرفه‌ای چاپلوسانه

toadyish flattery

تعارف چاپلوسانه

toadyish praise

ستایش چاپلوسانه

toadyish comments

نظرات چاپلوسانه

toadyish follower

پيرو چاپلوس

toadyish actions

اقدامات چاپلوسانه

toadyish sycophant

چاپلوسِ چاپ‌کن

toadyish loyalty

وفاداری چاپلوسانه

جملات نمونه

his toadyish behavior annoyed everyone in the office.

رفتار چاپلوسانه‌اش باعث ناراحتی همه در دفتر شد.

she adopted a toadyish attitude to gain favor with the boss.

او برای جلب نظر رئیس، رفتاری چاپلوسانه از خود نشان داد.

his toadyish remarks during the meeting were quite embarrassing.

اظهارات چاپلوسانه‌اش در طول جلسه بسیار شرم‌آور بود.

people often see him as toadyish due to his constant flattery.

به دلیل تعارفات مداومش، مردم اغلب او را چاپلوس می‌بینند.

her toadyish comments did not impress the senior executives.

نظرات چاپلوسانه‌اش مدیران ارشد را تحت تاثیر قرار نداد.

he was criticized for his toadyish behavior towards the new manager.

او به دلیل رفتار چاپلوسانه‌اش نسبت به مدیر جدید مورد انتقاد قرار گرفت.

toadyish individuals often lack genuine opinions.

افراد چاپلوس اغلب فاقد نظرات اصیل هستند.

her toadyish nature made it hard for her to make real friends.

طبع چاپلوسانه‌اش باعث شد که نتواند دوست واقعی پیدا کند.

his toadyish flattery was transparent and unconvincing.

چاپلوسی‌های او آشکار و غیرقابل باور بود.

toadyish behavior can often backfire in professional settings.

رفتار چاپلوسانه اغلب می‌تواند در محیط‌های حرفه‌ای به ضرر فرد تمام شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید