toastracks

[ایالات متحده]/ˈtəʊstræks/
[بریتانیا]/ˈtoʊstræks/

ترجمه

n. اسم جمع؛ رک‌های یا حامل‌هایی که برای نگه داشتن نان سوخته گرم یا تخلیه آب نان سوخته استفاده می‌شود؛ گویش (استفاده در شبکه)؛ پوشاک‌های یکنواخت

عبارات و ترکیب‌ها

silver toastracks

میزهای نگهدارنده نان سilver

kitchen toastracks

میزهای نگهدارنده نان کухکاری

wooden toastracks

میزهای نگهدارنده نان چوبی

toastracks on sale

میزهای نگهدارنده نان در فروش

broken toastracks

میزهای نگهدارنده نان معیوب

toastracks for breakfast

میزهای نگهدارنده نان برای صبحانه

the toastrack's legs

پای میز نگهدارنده نان

cleaning toastracks

پاک کردن میزهای نگهدارنده نان

metal toastracks

میزهای نگهدارنده نان فلزی

new toastracks

میزهای نگهدارنده نان جدید

جملات نمونه

the toast rack held six slices of golden brown bread.

ریشک توست حاوی شش قطعه نان طلایی رنگ بود.

she reached for a piece of toast from the chrome toast rack.

او یک قطعه توست از ریشک توست کرومیومی گرفت.

the hotel breakfast included a silver toast rack with fresh baked goods.

صبحانه هتل شامل یک ریشک توست از جنس نقره با محصولات پخته شده تازه بود.

he cleaned the plastic toast rack in the kitchen sink.

او ریشک توست پلاستیکی را در ظرف شستن ظروف آشپزخانه تمیز کرد.

the kitchen counter featured an ornate brass toast rack.

میز آشپزخانه یک ریشک توست مقوایی زیبایی از جنس مس داشت.

we need a new toast rack because the old one is rusted.

ما به یک ریشک توست جدید نیاز داریم چون قدیمی آن زنگ زده است.

the restaurant placed a bread basket alongside the toast rack.

رستوران یک سبد نان را کنار ریشک توست قرار داد.

she arranged the toast carefully on the wooden toast rack.

او توست را به دقت روی ریشک توست چوبی قرار داد.

the cafe provided a wire toast rack for self-service.

کافه یک ریشک توست از جنس سیم را برای خدمت گیری خودی فراهم کرد.

a vintage toast rack sat on the dining table.

یک ریشک توست با طرح قدیمی روی میز غذاخوری قرار داشت.

the toast rack was empty, so he went to bake more bread.

ریشک توست خالی بود، بنابراین او رفت تا نان بیشتری بپزد.

she polished the stainless steel toast rack until it shone.

او ریشک توست فولاد ضد زنگ را تا زمانی که نورانی شد پولیش کرد.

the chrome toast rack matched the other kitchen utensils.

ریشک توست کرومیومی با ابزارهای دیگر آشپزخانه مطابقت داشت.

they received a wooden toast rack as a housewarming gift.

آنها یک ریشک توست چوبی به عنوان هدیه گرمای خانه دریافت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید