tobogganed down
سறுید به پایین
tobogganed quickly
به سرعت سر خورد
tobogganed away
دور سر خورد
tobogganed together
با هم سر خوردند
tobogganed smoothly
به طور روان سر خورد
tobogganed fast
سریعاً سر خورد
tobogganed steeply
به شدت سر خورد
tobogganed joyfully
با خوشحالی سر خورد
tobogganed downhill
به سمت پایین سر خورد
tobogganed playfully
به طور بازیگانه سر خورد
the children tobogganed down the snowy hill with joy.
کودکان با خوشحالی از تپه برفی سر میخوردند.
we tobogganed all afternoon, enjoying the winter weather.
ما بعد از ظهرها سر میخوردیم و از هوای زمستانی لذت میبردیم.
the tobogganed ride was the highlight of our trip.
سر خوردن با توبوگان، اوج سفر ما بود.
last weekend, we tobogganed at the local park.
آخر هفته گذشته، ما در پارک محلی سر خوردیم.
they tobogganed together, laughing and having fun.
آنها با هم سر میخوردند، میخندیدند و خوش میگذراندند.
the steep slope was perfect for tobogganed runs.
شیب تند برای سر خوردن با توبوگان عالی بود.
after the snowstorm, we tobogganed down the streets.
بعد از برفریزی، ما از خیابانها با توبوگان سر خوردیم.
she taught her younger brother how to tobogganed safely.
او به برادر کوچکش آموزش داد که چگونه به طور ایمن با توبوگان سر بخورد.
they tobogganed until the sun went down.
آنها تا زمانی که خورشید غروب کرد، سر میخوردند.
the thrill of tobogganed racing was unforgettable.
هیجان مسابقه با توبوگان فراموش نشدنی بود.
tobogganed down
سறுید به پایین
tobogganed quickly
به سرعت سر خورد
tobogganed away
دور سر خورد
tobogganed together
با هم سر خوردند
tobogganed smoothly
به طور روان سر خورد
tobogganed fast
سریعاً سر خورد
tobogganed steeply
به شدت سر خورد
tobogganed joyfully
با خوشحالی سر خورد
tobogganed downhill
به سمت پایین سر خورد
tobogganed playfully
به طور بازیگانه سر خورد
the children tobogganed down the snowy hill with joy.
کودکان با خوشحالی از تپه برفی سر میخوردند.
we tobogganed all afternoon, enjoying the winter weather.
ما بعد از ظهرها سر میخوردیم و از هوای زمستانی لذت میبردیم.
the tobogganed ride was the highlight of our trip.
سر خوردن با توبوگان، اوج سفر ما بود.
last weekend, we tobogganed at the local park.
آخر هفته گذشته، ما در پارک محلی سر خوردیم.
they tobogganed together, laughing and having fun.
آنها با هم سر میخوردند، میخندیدند و خوش میگذراندند.
the steep slope was perfect for tobogganed runs.
شیب تند برای سر خوردن با توبوگان عالی بود.
after the snowstorm, we tobogganed down the streets.
بعد از برفریزی، ما از خیابانها با توبوگان سر خوردیم.
she taught her younger brother how to tobogganed safely.
او به برادر کوچکش آموزش داد که چگونه به طور ایمن با توبوگان سر بخورد.
they tobogganed until the sun went down.
آنها تا زمانی که خورشید غروب کرد، سر میخوردند.
the thrill of tobogganed racing was unforgettable.
هیجان مسابقه با توبوگان فراموش نشدنی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید