sledded

[ایالات متحده]/ˈslɛdɪd/
[بریتانیا]/ˈslɛdɪd/

ترجمه

v. گذشته و گذشته مشارکت از sled

عبارات و ترکیب‌ها

sledded down

سُر خوردن به پایین

sledded fast

سُر خوردن سریع

sledded together

سُر خوردن با هم

sledded away

سُر خوردن دور

sledded hard

سُر خوردن سخت

sledded smoothly

سُر خوردن روان

sledded quickly

سُر خوردن به سرعت

sledded silently

سُر خوردن بی‌صدا

sledded downwards

سُر خوردن به سمت پایین

sledded joyfully

سُر خوردن با خوشحالی

جملات نمونه

we sledded down the hill on a sunny afternoon.

ما در یک بعد از ظهر آفتابی از تپه سر می‌خوردیم.

the children sledded together, laughing all the way.

کودکان با خوشحالی در تمام مسیر با هم سر می‌خوردند.

last winter, we sledded on the frozen lake.

در زمستان گذشته، ما روی دریاچه یخ‌زده سر می‌خوردیم.

they sledded for hours until it got dark.

آنها تا زمانی که تاریک شد، ساعت‌ها سر می‌خوردند.

after the snowstorm, we sledded down the best slopes.

بعد از کولاک، ما از بهترین شیب‌ها سر می‌خوردیم.

we sledded as a family, making memories together.

ما به عنوان یک خانواده سر می‌خوردیم و خاطراتی با هم می‌ساختیم.

he sledded with his friends every weekend last winter.

در زمستان گذشته، او آخر هفته‌ها با دوستانش سر می‌خورد.

the thrill of sledding down the hill was unforgettable.

هیجان سر خوردن از تپه فراموش نشدنی بود.

we sledded under the stars, enjoying the quiet night.

ما زیر نور ستارگان سر می‌خوردیم و از شب آرام لذت می‌بردیم.

she sledded expertly, showing off her skills.

او با مهارت سر می‌خورد و توانایی‌های خود را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید