tolerations

[ایالات متحده]/ˌtɒləˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌtɑːləˈreɪʃənz/

ترجمه

n. عمل تحمل چیزی؛ ظرفیت برای تحمل درد یا سختی

عبارات و ترکیب‌ها

social tolerations

تحملات اجتماعی

cultural tolerations

تحملات فرهنگی

personal tolerations

تحملات شخصی

political tolerations

تحملات سیاسی

religious tolerations

تحملات مذهبی

mutual tolerations

تحملات متقابل

emotional tolerations

تحملات عاطفی

intellectual tolerations

تحملات فکری

ethical tolerations

تحملات اخلاقی

environmental tolerations

تحملات زیست محیطی

جملات نمونه

his tolerations for different opinions make him a great leader.

تحمل او از نظرات مختلف او را به یک رهبر بزرگ تبدیل می‌کند.

we should practice tolerations towards those who think differently.

ما باید تحمل را نسبت به کسانی که متفاوت فکر می‌کنند تمرین کنیم.

her tolerations were tested during the heated debate.

تحمل او در طول بحث داغ مورد آزمایش قرار گرفت.

tolerations can lead to a more harmonious community.

تحمل می‌تواند منجر به ایجاد یک جامعه هماهنگ‌تر شود.

his tolerations of various cultures enriched his life experience.

تحمل او از فرهنگ‌های مختلف، تجربه زندگی او را غنی کرد.

building tolerations is essential for peaceful coexistence.

ایجاد تحمل برای همزیستی مسالمت‌آمیز ضروری است.

she emphasized the importance of tolerations in her speech.

او بر اهمیت تحمل در سخنرانی خود تاکید کرد.

our society thrives on the tolerations of diverse perspectives.

جامعه ما بر اساس تحمل دیدگاه‌های متنوع شکوفا می‌شود.

teaching children about tolerations can foster empathy.

آموزش کودکان در مورد تحمل می‌تواند همدلی را تقویت کند.

his lack of tolerations often leads to conflicts.

کمبود تحمل او اغلب منجر به ایجاد درگیری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید