endurances

[ایالات متحده]/ɪnˈdjʊə.rəns/
[بریتانیا]/ɪnˈdʊr.əns/

ترجمه

n. توانایی تحمل یک فرآیند یا وضعیت ناخوشایند یا دشوار بدون تسلیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

extreme endurances

استقامت شدید

mental endurances

استقامت ذهنی

physical endurances

استقامت بدنی

athletic endurances

استقامت ورزشی

emotional endurances

استقامت عاطفی

long endurances

استقامت طولانی

high endurances

استقامت بالا

daily endurances

استقامت روزانه

team endurances

استقامت گروهی

personal endurances

استقامت شخصی

جملات نمونه

her endurances in the marathon were impressive.

استقامت او در ماراتن تحسین برانگیز بود.

the athlete's endurances were tested during the competition.

استقامت ورزشکار در طول مسابقه مورد آزمایش قرار گرفت.

building mental endurances is crucial for success.

ایجاد استقامت ذهنی برای موفقیت بسیار مهم است.

his endurances in extreme conditions are well-known.

استقامت او در شرایط سخت مشهور است.

endurances can be improved with regular training.

می‌توان استقامت را با تمرین منظم بهبود بخشید.

she demonstrated remarkable endurances during the hike.

او در طول پیاده‌روی، استقامت قابل توجهی نشان داد.

endurances in sports often require mental toughness.

استقامت در ورزش اغلب به انعطاف پذیری ذهنی نیاز دارد.

his endurances were rewarded with a medal.

استقامت او با دریافت مدال پاداش داده شد.

training for endurances can be a long process.

آمادگی برای استقامت می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد.

she praised his endurances in the face of adversity.

او در برابر سختی ها، از استقامت او تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید