tommyrot

[ایالات متحده]/ˈtɒmɪrɒt/
[بریتانیا]/ˈtɑːmiˌrɑt/

ترجمه

n. سخنان بیهوده؛ مزخرفات؛ احمقانه؛ بی‌اهمیتی
Word Forms
جمعtommyrots

عبارات و ترکیب‌ها

absolute tommyrot

حرف‌های بی‌اساس مطلق

sheer tommyrot

حرف‌های بی‌اساس محض

complete tommyrot

حرف‌های بی‌اساس کامل

utter tommyrot

حرف‌های بی‌اساس محض

tommyrot idea

ایده‌ی بی‌اساس

tommyrot theory

نظریه‌ی بی‌اساس

tommyrot nonsense

حرف‌های بی‌معنی بی‌اساس

tommyrot talk

صحبت‌های بی‌اساس

tommyrot claim

ادعای بی‌اساس

tommyrot statement

بیانیه‌ی بی‌اساس

جملات نمونه

his excuse was nothing but tommyrot.

بهانه او چیزی جز خرافات نبود.

don't believe that tommyrot; it's clearly false.

آن خرافات را باور نکنید؛ کاملاً نادرست است.

she dismissed his claims as sheer tommyrot.

او ادعاهای او را به عنوان خرافات محض رد کرد.

it’s all tommyrot to think you can succeed without effort.

فکر کردن به اینکه می توانید بدون تلاش موفق شوید، همه خرافات است.

his theories about the universe are just tommyrot.

نظریات او در مورد جهان فقط خرافات است.

everyone knows that idea is pure tommyrot.

همه می دانند که آن ایده خرافات محض است.

they laughed at the tommyrot he was spouting.

آنها به خرافاتی که او مطرح می کرد خندیدند.

don't get carried away by such tommyrot.

به چنین خرافاتی فریب نخورید.

his argument was filled with tommyrot and nonsense.

استدلال او پر از خرافات و پوچ بود.

she found his explanation to be complete tommyrot.

او توضیح او را کاملاً خرافه یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید