| جمع | tomograms |
ct tomogram
توموگرافی سیتی
mri tomogram
توموگرافی امآرآی
tomogram analysis
تجزیه و تحلیل توموگرام
digital tomogram
توموگرام دیجیتال
cross-sectional tomogram
توموگرام مقطعی
tomogram imaging
تصویربرداری توموگرام
3d tomogram
توموگرام سه بعدی
tomogram reconstruction
بازسازی توموگرام
functional tomogram
توموگرام عملکردی
tomogram report
گزارش توموگرام
the doctor reviewed the tomogram to identify any abnormalities.
پزشک تومورگرافی را برای شناسایی هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.
she needed a tomogram to assess the condition of her lungs.
او برای ارزیابی وضعیت ریه هایش به یک توومورگرافی نیاز داشت.
the tomogram showed a clear image of the brain's structure.
تومورگرافی تصویری واضح از ساختار مغز نشان داد.
they used a tomogram to guide the surgery effectively.
آنها از توومورگرافی برای هدایت مؤثر جراحی استفاده کردند.
after the tomogram, the patient felt relieved about the results.
پس از توومورگرافی، بیمار در مورد نتایج احساس راحتی کرد.
the technician explained how the tomogram was taken.
تکنسین توضیح داد که توومورگرافی چگونه گرفته شد.
using a tomogram can greatly improve diagnostic accuracy.
استفاده از توومورگرافی می تواند دقت تشخیص را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.
the latest tomogram technology has advanced significantly.
فناوری توومورگرافی جدید به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
he scheduled a tomogram to check for any signs of disease.
او یک توومورگرافی برای بررسی علائم بیماری برنامه ریزی کرد.
the results of the tomogram were discussed with the medical team.
نتایج توومورگرافی با تیم پزشکی مورد بحث قرار گرفت.
ct tomogram
توموگرافی سیتی
mri tomogram
توموگرافی امآرآی
tomogram analysis
تجزیه و تحلیل توموگرام
digital tomogram
توموگرام دیجیتال
cross-sectional tomogram
توموگرام مقطعی
tomogram imaging
تصویربرداری توموگرام
3d tomogram
توموگرام سه بعدی
tomogram reconstruction
بازسازی توموگرام
functional tomogram
توموگرام عملکردی
tomogram report
گزارش توموگرام
the doctor reviewed the tomogram to identify any abnormalities.
پزشک تومورگرافی را برای شناسایی هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.
she needed a tomogram to assess the condition of her lungs.
او برای ارزیابی وضعیت ریه هایش به یک توومورگرافی نیاز داشت.
the tomogram showed a clear image of the brain's structure.
تومورگرافی تصویری واضح از ساختار مغز نشان داد.
they used a tomogram to guide the surgery effectively.
آنها از توومورگرافی برای هدایت مؤثر جراحی استفاده کردند.
after the tomogram, the patient felt relieved about the results.
پس از توومورگرافی، بیمار در مورد نتایج احساس راحتی کرد.
the technician explained how the tomogram was taken.
تکنسین توضیح داد که توومورگرافی چگونه گرفته شد.
using a tomogram can greatly improve diagnostic accuracy.
استفاده از توومورگرافی می تواند دقت تشخیص را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.
the latest tomogram technology has advanced significantly.
فناوری توومورگرافی جدید به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
he scheduled a tomogram to check for any signs of disease.
او یک توومورگرافی برای بررسی علائم بیماری برنامه ریزی کرد.
the results of the tomogram were discussed with the medical team.
نتایج توومورگرافی با تیم پزشکی مورد بحث قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید