tonnes

[ایالات متحده]/tʌnz/
[بریتانیا]/tʌnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تن؛ بار نامی؛ تن متریک

عبارات و ترکیب‌ها

heavy tonnes

هزاران تن

tonnes per year

تن در سال

tonnes of waste

تن زباله

tonnes of carbon

تن کربن

tonnes of steel

تن فولاد

tonnes of food

تن غذا

tonnes of coal

تن زغال سنگ

tonnes of plastic

تن پلاستیک

tonnes of gravel

تن شن و ماسه

tonnes of emissions

تن انتشار

جملات نمونه

the factory produces tonnes of steel every month.

کارخانه هر ماه تن‌ها فولاد تولید می‌کند.

we need to transport tonnes of goods to the warehouse.

ما نیاز داریم تن‌ها کالا را به انبار منتقل کنیم.

last year, the farm harvested tonnes of potatoes.

سال گذشته، مزرعه تن‌ها سیب زمینی برداشت کرد.

the truck can carry up to ten tonnes of cargo.

کامیون می‌تواند تا ده تن بار را حمل کند.

they recycled tonnes of plastic to help the environment.

آنها تن‌ها پلاستیک را بازیافت کردند تا به محیط زیست کمک کنند.

the city generates tonnes of waste every day.

شهر هر روز تن‌ها زباله تولید می‌کند.

she lost several tonnes of weight through diet and exercise.

او با رژیم غذایی و ورزش، چندین تن وزن کم کرد.

the shipment included tonnes of fresh fruit and vegetables.

بار محموله شامل تن‌ها میوه و سبزیجات تازه بود.

they invested tonnes of money into the new project.

آنها تن‌ها پول در پروژه جدید سرمایه‌گذاری کردند.

the company aims to reduce tonnes of carbon emissions.

شرکت قصد دارد تن‌ها انتشار کربن را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید