took a break
استراحت کرد
took the lead
پیشتاز شد
took my time
وقت خودم را گذراند
took a chance
شانس کرد
took it easy
آسان گرفت
took a look
نگاه کرد
took a step
یک قدم برداشت
took a seat
نشست
took a photo
عکس گرفت
took a risk
ریسک کرد
she took the bus to work every day.
او هر روز با اتوبوس به محل کار میرفت.
he took a break after working for three hours.
او بعد از سه ساعت کار استراحت کرد.
they took a trip to the mountains last summer.
آنها تابستان گذشته به سفر کوهستان رفتند.
she took the opportunity to learn a new skill.
او از فرصت برای یادگیری یک مهارت جدید استفاده کرد.
he took part in the community service project.
او در پروژه خدمات اجتماعی شرکت کرد.
we took some pictures during our vacation.
ما در طول تعطیلات خود عکس گرفتیم.
she took a deep breath before speaking.
او قبل از صحبت کردن یک نفس عمیق کشید.
he took the lead in the group project.
او در پروژه گروهی پیشگام شد.
they took turns driving during the road trip.
آنها نوبت به نوبت در طول سفر جادهای رانندگی کردند.
she took notes during the lecture.
او در طول سخنرانی یادداشتبرداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید