| جمع | toolsets |
the developer downloaded a comprehensive toolset for web application development.
توسعهدهنده یک مجموعهی ابزار جامع برای توسعه برنامههای کاربردی وب دانلود کرد.
our company provides a complete project management toolset for remote teams.
شرکت ما یک مجموعهی ابزار مدیریت پروژه کامل برای تیمهای دورکار ارائه میدهد.
the software comes with a built-in debugging toolset for troubleshooting.
این نرمافزار با یک مجموعهی ابزار اشکالزدایی داخلی برای رفع مشکلات ارائه میشود.
a versatile toolset is essential for modern software engineering projects.
یک مجموعهی ابزار چندمنظوره برای پروژههای مدرن مهندسی نرمافزار ضروری است.
the ide includes a powerful refactoring toolset for code optimization.
محیط توسعه یکپارچه شامل یک مجموعهی ابزار بازسازی قدرتمند برای بهینهسازی کد است.
open-source developers often contribute to the community toolset.
توسعهدهندگان متنباز اغلب به مجموعهی ابزارهای جامعه کمک میکنند.
the default toolset may not meet all your specific requirements.
مجموعهی ابزارهای پیشفرض ممکن است نیازهای خاص شما را برآورده نکند.
we customized our development toolset to streamline the workflow.
ما مجموعهی ابزارهای توسعه خود را برای سادهسازی گردش کار سفارشی کردیم.
this productivity toolset helps teams collaborate more effectively.
این مجموعهی ابزار بهرهوری به تیمها کمک میکند تا مؤثرتر با یکدیگر همکاری کنند.
the framework provides a modular toolset for building scalable applications.
این چارچوب یک مجموعهی ابزار ماژولار برای ساخت برنامههای کاربردی مقیاسپذیر ارائه میدهد.
engineers require a robust toolset to handle complex data analysis.
مهندسان به یک مجموعهی ابزار قوی برای انجام تجزیه و تحلیل دادههای پیچیده نیاز دارند.
the maintenance team received training on the diagnostic toolset.
تیم تعمیر و نگهداری در مورد مجموعهی ابزارهای تشخیصی آموزش دیدند.
the developer downloaded a comprehensive toolset for web application development.
توسعهدهنده یک مجموعهی ابزار جامع برای توسعه برنامههای کاربردی وب دانلود کرد.
our company provides a complete project management toolset for remote teams.
شرکت ما یک مجموعهی ابزار مدیریت پروژه کامل برای تیمهای دورکار ارائه میدهد.
the software comes with a built-in debugging toolset for troubleshooting.
این نرمافزار با یک مجموعهی ابزار اشکالزدایی داخلی برای رفع مشکلات ارائه میشود.
a versatile toolset is essential for modern software engineering projects.
یک مجموعهی ابزار چندمنظوره برای پروژههای مدرن مهندسی نرمافزار ضروری است.
the ide includes a powerful refactoring toolset for code optimization.
محیط توسعه یکپارچه شامل یک مجموعهی ابزار بازسازی قدرتمند برای بهینهسازی کد است.
open-source developers often contribute to the community toolset.
توسعهدهندگان متنباز اغلب به مجموعهی ابزارهای جامعه کمک میکنند.
the default toolset may not meet all your specific requirements.
مجموعهی ابزارهای پیشفرض ممکن است نیازهای خاص شما را برآورده نکند.
we customized our development toolset to streamline the workflow.
ما مجموعهی ابزارهای توسعه خود را برای سادهسازی گردش کار سفارشی کردیم.
this productivity toolset helps teams collaborate more effectively.
این مجموعهی ابزار بهرهوری به تیمها کمک میکند تا مؤثرتر با یکدیگر همکاری کنند.
the framework provides a modular toolset for building scalable applications.
این چارچوب یک مجموعهی ابزار ماژولار برای ساخت برنامههای کاربردی مقیاسپذیر ارائه میدهد.
engineers require a robust toolset to handle complex data analysis.
مهندسان به یک مجموعهی ابزار قوی برای انجام تجزیه و تحلیل دادههای پیچیده نیاز دارند.
the maintenance team received training on the diagnostic toolset.
تیم تعمیر و نگهداری در مورد مجموعهی ابزارهای تشخیصی آموزش دیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید