| جمع | topsails |
topsail boat
قایق دَوسایِل
topsail yard
یارد دَوسایِل
topsail reef
ریف دَوسایِل
topsail mast
ماست دَوسایِل
topsail halyard
هالیارد دَوسایِل
topsail sheet
شیت دَوسایِل
topsail wind
باد دَوسایِل
topsail sail
بادبان دَوسایِل
topsail rigging
راهاندازی دَوسایِل
topsail set
تنظیم دَوسایِل
the captain ordered the crew to raise the topsail.
کاپیتان دستور داد به خدمه تا بادبان را بالا ببرند.
the ship sailed smoothly with its topsail fully deployed.
کشتی با بادبان کاملاً باز شده به راحتی حرکت کرد.
he learned how to tie the topsail knots correctly.
او یاد گرفت که چگونه گره های بادبان را به درستی ببندد.
the wind filled the topsail, propelling the vessel forward.
باد بادبان را پر کرد و کشتی را به جلو راند.
during the storm, they had to lower the topsail.
در طول طوفان، آنها مجبور شدند بادبان را پایین بیاورند.
the topsail was torn during the rough seas.
بادبان در دریای خروشان پاره شد.
adjusting the topsail can improve sailing efficiency.
تنظیم بادبان می تواند کارایی قایقرانی را بهبود بخشد.
he enjoyed watching the topsail flutter in the breeze.
او از تماشای رقصیدن بادبان در نسیم لذت برد.
the crew worked diligently to repair the topsail.
خدمه با تلاش فراوان برای تعمیر بادبان کار کردند.
they hoisted the topsail as the sun began to rise.
آنها بادبان را بالا کشیدند زیرا خورشید شروع به طلوع کرد.
topsail boat
قایق دَوسایِل
topsail yard
یارد دَوسایِل
topsail reef
ریف دَوسایِل
topsail mast
ماست دَوسایِل
topsail halyard
هالیارد دَوسایِل
topsail sheet
شیت دَوسایِل
topsail wind
باد دَوسایِل
topsail sail
بادبان دَوسایِل
topsail rigging
راهاندازی دَوسایِل
topsail set
تنظیم دَوسایِل
the captain ordered the crew to raise the topsail.
کاپیتان دستور داد به خدمه تا بادبان را بالا ببرند.
the ship sailed smoothly with its topsail fully deployed.
کشتی با بادبان کاملاً باز شده به راحتی حرکت کرد.
he learned how to tie the topsail knots correctly.
او یاد گرفت که چگونه گره های بادبان را به درستی ببندد.
the wind filled the topsail, propelling the vessel forward.
باد بادبان را پر کرد و کشتی را به جلو راند.
during the storm, they had to lower the topsail.
در طول طوفان، آنها مجبور شدند بادبان را پایین بیاورند.
the topsail was torn during the rough seas.
بادبان در دریای خروشان پاره شد.
adjusting the topsail can improve sailing efficiency.
تنظیم بادبان می تواند کارایی قایقرانی را بهبود بخشد.
he enjoyed watching the topsail flutter in the breeze.
او از تماشای رقصیدن بادبان در نسیم لذت برد.
the crew worked diligently to repair the topsail.
خدمه با تلاش فراوان برای تعمیر بادبان کار کردند.
they hoisted the topsail as the sun began to rise.
آنها بادبان را بالا کشیدند زیرا خورشید شروع به طلوع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید