topshell

[ایالات متحده]/ˈtɒpʃɛl/
[بریتانیا]/ˈtɑːpʃɛl/

ترجمه

n. ماهیگوش گونه‌ای از دوزخ‌پزهای دریایی خانواده Trochidae با پوسته مخروطی
شکل‌های واژه
جمعtopshells

جملات نمونه

marine biologists discovered a new species of topshell in the deep coral reefs.

بیولوژیست‌های دریایی یک گونه جدید از ملخ‌های بالا را در جنگل‌های کoral عمیق کشف کردند.

the colorful topshell is prized by collectors for its iridescent spiral shell.

ملخ بالای رنگ‌زیبای به دلیل پوسته چرخه‌ای نورانی خود توسط جمع‌آوران مورد ارزش‌گذاری قرار می‌گیرد.

chefs in coastal villages often prepare topshell as a delicacy with garlic butter.

شکارچی‌های روستاهای ساحلی معمولاً ملخ بالا را به عنوان یک غذای گران‌قیمت با ماست فلفلی آماده می‌کنند.

the aquarium specializes in breeding rare topshell varieties from the pacific ocean.

آکواریوم در تولید گونه‌های نادر ملخ بالا از اقیانوس آرام متخصص است.

researchers are studying the adhesive properties of topshell mucus for biomedical applications.

پژوهشگران خاصیت چسبندگی مخاط ملخ بالا را برای کاربردهای بیومedisine مورد مطالعه قرار می‌دهند.

children enjoyed collecting topshell specimens along the rocky shoreline during low tide.

کودکان لذت برده‌اند از جمع‌آوری نمونه‌های ملخ بالا در طول ساحل سنگی در زمان نیم‌کوزه.

the marine park features an educational exhibit about the life cycle of topshell mollusks.

پارک دریایی یک نمایش آموزشی درباره چرخه زندگی ملخ‌های ملخ بالا را ارائه می‌دهد.

fishermen sometimes accidentally catch topshell in their nets while targeting other species.

صیادان گاهی اوقات به طور تصادفی ملخ بالا را در شبکه‌های خود می‌گیرند در حالی که به دنبال گونه‌های دیگر هستند.

the restaurant's signature dish includes grilled topshell served with seasonal vegetables.

غذای ویژه رستوران شامل ملخ بالا سرخ‌کرده با سبزیجات فصلی است.

scientists are monitoring how climate change affects topshell populations in tidal zones.

دانشمندان چگونگی تأثیر تغییرات اقلیمی بر جمعیت‌های ملخ بالا در مناطق نیم‌کوزه را نظارت می‌کنند.

the museum's shell collection contains over five hundred preserved topshell specimens.

مجموعه پوسته‌های موزه بیش از پانصد نمونه ملخ بالا حفظ شده را شامل می‌شود.

divers photographed several giant topshell clustered near the underwater volcanic vent.

غواصان چندین ملخ بالای بزرگ را که در نزدیکی منبع آتشفشانی زیردریایی گروه‌زده شده‌اند عکس‌برداری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید