torching buildings
آتش زدن ساختمانها
torching cars
آتش زدن ماشینها
torching evidence
آتش زدن مدارک
torching trash
آتش زدن زبالهها
torching forests
آتش زدن جنگلها
torching targets
آتش زدن اهداف
torching supplies
آتش زدن لوازم
torching houses
آتش زدن خانهها
torching fields
آتش زدن مزارع
torching vehicles
آتش زدن وسایل نقلیه
they were torching the old building for safety reasons.
آنها در حال آتش زدن ساختمان قدیمی به دلیل ملاحظات ایمنی بودند.
the protestors were torching cars in the street.
تظاهرکنندگان در حال آتش زدن ماشینها در خیابان بودند.
the firefighters arrived just in time to stop the torching.
نجاتگران آتشنشانی درست به موقع رسیدند تا از آتشسوزی جلوگیری کنند.
he was accused of torching his own property for insurance money.
اتهام وارد شد که او به دلیل پول بیمه، اموال خود را آتش زد.
the documentary highlighted the dangers of torching forests.
مستند خطرات آتش زدن جنگلها را برجسته کرد.
they used torches for torching the debris after the storm.
آنها از مشعلها برای آتش زدن بقایای پس از طوفان استفاده کردند.
witnesses reported seeing torching in the abandoned warehouse.
شهود گزارش دادند که آتشسوزی در انبار متروکه مشاهده شده است.
the police are investigating the torching incident.
پلیس حادثه آتشسوزی را بررسی میکند.
there are strict laws against torching public property.
قوانین سختگیرانهای علیه آتش زدن اموال عمومی وجود دارد.
after the party, they ended up torching the leftover wood.
بعد از مهمانی، آنها در نهایت چوبهای اضافی را آتش زدند.
torching buildings
آتش زدن ساختمانها
torching cars
آتش زدن ماشینها
torching evidence
آتش زدن مدارک
torching trash
آتش زدن زبالهها
torching forests
آتش زدن جنگلها
torching targets
آتش زدن اهداف
torching supplies
آتش زدن لوازم
torching houses
آتش زدن خانهها
torching fields
آتش زدن مزارع
torching vehicles
آتش زدن وسایل نقلیه
they were torching the old building for safety reasons.
آنها در حال آتش زدن ساختمان قدیمی به دلیل ملاحظات ایمنی بودند.
the protestors were torching cars in the street.
تظاهرکنندگان در حال آتش زدن ماشینها در خیابان بودند.
the firefighters arrived just in time to stop the torching.
نجاتگران آتشنشانی درست به موقع رسیدند تا از آتشسوزی جلوگیری کنند.
he was accused of torching his own property for insurance money.
اتهام وارد شد که او به دلیل پول بیمه، اموال خود را آتش زد.
the documentary highlighted the dangers of torching forests.
مستند خطرات آتش زدن جنگلها را برجسته کرد.
they used torches for torching the debris after the storm.
آنها از مشعلها برای آتش زدن بقایای پس از طوفان استفاده کردند.
witnesses reported seeing torching in the abandoned warehouse.
شهود گزارش دادند که آتشسوزی در انبار متروکه مشاهده شده است.
the police are investigating the torching incident.
پلیس حادثه آتشسوزی را بررسی میکند.
there are strict laws against torching public property.
قوانین سختگیرانهای علیه آتش زدن اموال عمومی وجود دارد.
after the party, they ended up torching the leftover wood.
بعد از مهمانی، آنها در نهایت چوبهای اضافی را آتش زدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید