incinerating

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪnəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪnəreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوزاندن زباله ها به خاکستر

عبارات و ترکیب‌ها

incinerating waste

حرق زباله

incinerating materials

حرق مواد

incinerating plants

حرق گیاهان

incinerating process

فرآیند احتراق

incinerating technology

فناوری احتراق

incinerating facility

امکانات احتراق

incinerating systems

سیستم های احتراق

incinerating operations

عملیات احتراق

incinerating toxic waste

حرق زباله‌های سمی

incinerating biomass

حرق زیست توده

جملات نمونه

the factory is incinerating waste to reduce landfill usage.

کارخانه در حال سوزاندن زباله برای کاهش استفاده از محل دفن زباله است.

incinerating old documents ensures that sensitive information is destroyed.

سوزاندن اسناد قدیمی تضمین می‌کند که اطلاعات حساس نابود شود.

they are incinerating medical waste to prevent contamination.

آنها در حال سوزاندن زباله‌های پزشکی برای جلوگیری از آلودگی هستند.

incinerating trash can produce energy for the community.

سوزاندن زباله می‌تواند انرژی برای جامعه تولید کند.

the process of incinerating hazardous materials must be carefully monitored.

فرآیند سوزاندن مواد خطرناک باید به دقت مورد نظارت قرار گیرد.

incinerating biomass can help in reducing greenhouse gas emissions.

سوزاندن توده زیستی می‌تواند به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک کند.

they are incinerating the debris from the construction site.

آنها در حال سوزاندن بقایای محل ساخت و ساز هستند.

incinerating waste can be an efficient method of disposal.

سوزاندن زباله می‌تواند روشی کارآمد برای دفع باشد.

the incinerating plant has strict regulations to follow.

کارخانه سوزاندن مقررات سختگیرانه ای برای رعایت دارد.

incinerating materials at high temperatures reduces harmful emissions.

سوزاندن مواد در دمای بالا باعث کاهش انتشار مواد مضر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید